تبليغاتX
ایران ازادی و ندا اقاسلطان


آنقدر چماق مبارزات مسالمت آمیز گاندی را بر سر ما کوفتند که همه ما گیج شدیم و فراموش کرده ایم که گاندی میخواست با دوستی از انگلستان جدا بشود ،برای کشورش در صحنه بین الملی یک وجه خوبی کسب کند و...... . ماندلا هم مایل بود که در کشورداری با سران رژیم آفریقای جنوبی همکاری کند. اما آیا ما مردم ایران مایل هستیم که دست دوستی به جلادان رژیم جمهوری اسلامی بدهیم ؟ و یا اینکه مایلیم در مجلس ملایان صاحب نیم در صد کرسی شویم و در جنایات سی ساله آنان سهیم بشویم؟ آیا مامردم ایران محتاج صنعت و تکنیک آدمکشی این دیو سیرتان هستیم که مجبوریم بصورت مسالمت آمیز با آنان بجنگیم ؟

ایران امروز ،اگر دارای نظامی نیمچه انسان دوست بود و میخواست که دست استعمار جهانی را از کشورش بیرون کند و خودش صاحب معادن و ثروتهای کشورش باشد ، به استقلال خود برسد و ریشه فقر ، فحشا و بیسوادی را در کشورش نابود کند ،آنگاه میتوانست با پیدا کردن شخصی مثل گاندی و به روش گاندی با استعمار جهانی بشیوه مسالمت آمیز مبارزه کند و از مردم جهان نیز برای آزادی ایران درخواست کمک کند تا آنان دولتمردان کشورشان را زیر فشار بگذارند

اما بیائید از خود بپرسیم که ما در پنجاه سال گذشته چگونه برای ایران مبارزه کردیم؟ آقای " دکتر " محمد مصدق اگر واقعا میخواست که با استعمار جهانی بجنگد تا انگلیس ، آمریکا و شوروی که فاتحین جنگ جهانی دوم بودند را از ایران بیرون کند ،آنگاه میتوانست یک گاندی برای ایران باشد و بصورت مسالمت آمیز ریشه استعمار را تا قرنها از ایران بیرون کند. اما مصدق دست به حرکتی زد که نتیجه آن صدها سال دیگر دامان مردم ایران را خواهد گرفت

آنچه که در بالا خواندید شاهکار ما در سال سی و دو بود که به آن افتخار میکنیم. حال بنگرید که امروز چه بر سر ما آماده. آنچکه امروز گریبان کشور و مردم ما را گرفته است یک مشت ابلهان خودی یا غیر خودی بی هویت هستند که جوانان ایران را در خیابانها میکشند و در زندانها زنان و مردان جوان و عزیز ما را مورد تجاوز و شکنجه قرار میدهند و آنان را شهید میکنند.جای تعجب نیست که چرا کشورمان در صد سال اخیر یک کشور بلا خیز شده است؟ برای اینکه از راه حلهای اشتباه برای مشکلات اساسی کشور خویش استفاده کردیم. آنزمان که وقت مبارزه نرم بود خودمان با توپ ، تانک و اسلحه کودتا کردیم (که سه روز بعد کله پا شدیم و پنجاه سال داد زدیم کودتای استعماری) و زمانی که وقت جنگ با دشمنی است که در خانه ما نشسته و زن و بچه ما را در مقابل چشمانمان پس از تجاوز جنسی میکشد به فکر مبارزه نرم می افتیم و پیرو کسانی میشویم که همیشه و همه جا راه حلهای غلط را به ما نشان دادند

شیوه اشتباهی که مصدق برای مبارزه خویش انتخاب کرد نه تنها سبب نابودی او و دولتش شد بلکه سبب قتل و آوارگی کسانی شد که دنبال شیوه مبارزه او بودند مثال فروهرها،بختیارها،سنجابی ها ،.......و میلیونها مردم ایرانی که امروز یا آواره جهان هستند یا در زیر خاک خفته اند.اگر مصدق در آنزمان گاندی وار برای رهائی ایران از چنگ استعمار میجنگید،امروز ایرانی آزاد داشتیم ،روشی که مصدق انتخاب کرد تنها سبب شادی و قدرتمند شدن مستعمران جهان شد .از اینرو اینروزها مثل قارچ از هالیود گرفته تا بالیود فیلم میسازند درتعذیه بیست و هشت مرداد بعضی وقتها تاتر هم درست میکنند اما هیچگاه فیلم واقعی دادگاه مصدق را به کسی نشان نمیدهند

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

یورشهای وحشیانه و بی سابق نیروهای سرکوبگور به مردم



بنابه گزارشات رسیده یورشهای وحشیانه علیه مردم بی دفاع در میدان 7 تیر و سایر نقاط تهران ادامه دارد و تا به حال منجر به زخمی شدن دهها نفر شده است و تعداد زیادی دستگیر شده اند.
مردم در میدان 7 تیر قسمت شمالی را بطور کامل در دست گرفته اند و قسمت جنوبی آن در اشغال نیروهای سربکوبگر است. یورشهای وحشیانه و بی سابق نیروهای سرکوبگور به مردم باعث شده که تعداد زیادی از مردم زخمی شوند . نیروهیا وی فقیه با باتون به سر و صورت مردم بی دفاع می زنندو علیرغم اینکه چهرۀ مردم غرق خون است حاضر به ترک محل اعتراضات نیستند و به اعتراضات خود ادامه می دهند. توصیف صحنه های مقاومت و ایستادگی غیر ممکن است.
مردم وقتی آماج حملات نیروهای ولی فقیه قرار می گیرند شعار خامنه ای قاتله ولایتش باطله را سر می دهند. درگیریها تمامی نقاط مرکزی تهران را فرا گرفته است . دهها نفر زخمی و مصدوم شده اند و صدها نفر دستگیر شده اند.همچنین در موارد متعددی صدای تیراندازی به گوش می رسد. و به صورت گسترده اقدام به پرتاب گاز اشک آور زده است.
منازل بر روی مردم باز است و هنگام یورش نیروهای سرکوبگر به آنجا پناه می برند به دستور نیروهای سرکوبگر اکثر مغازه ها تعطیل شده است
مردم به هیچ وجه و به هیچ بهایی حاضر به متفرق شدن نیستند.درگیرها در میدان 7 تیر بسیار شدید می باشد . همچنین در خیابانها کریمخان زند،مفتح،طالقانی ،میدان انقلاب،میدان ولی عصر و سایر نقاط درگیریها ادامه دارد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
13 آبان 1388 برابر با 04 نوامبر 2009

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 8:42 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |


اعتصاب غذای روزنامه نگار دربند؛ یا آزاد می‌شوم یا می‌میرم

کمیته گزارشگران حقوق بشر- هنگامه شهیدی، روزنامه‌نگار زندانی که در تاریخ 9 تیرماه بازداشت شده بود، ساعتی پیش، پس ازحدود 120 روز، از بند 209 زندان اوین به بند عمومی انتقال یافت. وی که پیش‌تر قرار بود با قرار وثیقه 100 میلیونی از زندان آزاد شود، در اعتراض به ادامه بلاتکلیفی خود، از شب گذشته دست به اعتصاب غذا و دارو زده است.

هنگامه شهیدی اعلام کرده :" یا در اعتصاب غذا می میرم، یا آزاد می شوم"

وی که می‌بایست روزانه 28 عدد قرص را مصرف کند، از شب گذشته از مصرف دارو خودداری نموده است. به گفته‌ی شهیدی، این قرصها شامل قرصهای اعصاب و قلب هستند.

هنگامه شهیدی در شرح انتقال خود به بند عمومی می‌گوید:" به دلیل خصومت یکی از نگهبانان بند 209، من و فریبا پژوه را از یکدیگر جدا کردند. عصر امروز نیز، به من اعلام کردند که وسایلم را برای آزادی جمع کنم و درحالی که تا دم در زندان اوین نیز رفتم، مرا به بند عمومی منتقل کردند."

وی در مورد اعتصاب غذای خود می‌گوید:" با توجه به وضعیت بلاتکلیفی، اعتصاب غذای خود را از دیشب آغاز کردم. این تنها راهی است که می‌توانم نسبت به شرایط خود اعتراض کنم. یا جنازه من از زندان اوین خارج می‌شود، یا اینکه آزادم می‌کنند"."

شهیدی، مدت 50 روز را در سلول انفرادی به سر برد و پس از آن به سلول‌های چند نفره بند 209 انتقال یافت. این روزنامه‌نگار زندانی، به شهادت افرادی که از زندان اوین آزاد شده‌اند، در جریان بازجویی‌های خود، تحت شدیدترین فشارهای روحی و روانی قرار گرفته است. همچنین، مسئولان زندان، امروز از ملاقات خانواده شهیدی با فرزندشان جلوگیری کرده‌اند.

ادامه بازداشت هنگامه شهیدی درحالی صورت می‌گیرد که حدود یک ماه پیش به خانواده او اعلام شد با تامین قرار وثیقه 100 میلیونی می‌توانند وی را آزاد کنند. با این حال،روز شنبه، محمد مصطفایی وکیل این روزنامه‌نگار، اعلام کرد " برای موکلش قرار مجرمیت صادر شده و پرونده او به دادگاه ارسال گشته است."

با توجه به شرایط جسمانی هنگامه شهیدی، ادامه اعتصاب غذای وی، می‌تواند موجب خطرات جدی برای او شود.

کمیته گزارشگران حقوق بشر، ضمن ابرازنگرانی جدی نسبت به وضعیت سلامتی هنگامه شهیدی، ادامه بازداشت او را غیرقانونی دانسته و خواهان آزادی فوری وی است.

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 8:41 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

http://4.bp.blogspot.com/_r32VWfbzfWY/SkGxesIuv3I/AAAAAAAAAG0/RRhVn1S9uRQ/s320/14-758535.jpg

http://www.gigaimage.com/images/ar5sff9jzrhpweaudh4.jpg

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 9:34 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

http://ayandenews.com/UserUpload/Image/1%2828%29.jpg

http://ayandenews.com/UserUpload/Image/2%2820%29.jpg

http://ayandenews.com/UserUpload/Image/5%289%29.jpg

http://ayandenews.com/UserUpload/Image/3%2820%29.jpg

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 9:30 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

http://ayandenews.com/UserUpload/Image/1%2828%29.jpg

http://ayandenews.com/UserUpload/Image/2%2820%29.jpg

http://ayandenews.com/UserUpload/Image/5%289%29.jpg

http://ayandenews.com/UserUpload/Image/3%2820%29.jpg

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 9:30 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

http://img.ymlp200.com/ayeneh_foundation_s_1.jpg

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

 

http://iloapp.azadegane-ir.com/blog/new1?ShowFile&image=1256135708.jpg

شعار "مرگ بر روسیه"و"مرگ بردیکتاتور" بازهم در فضای اعتراضی مردم ایران علیه حکومت طنین انداز شد


در جریان اعتراض های مردمی صورت گرفته در نمایشگاه مطبوعات که عصر جمعه واز ساعت 15 تا 17 در جریان بود مردم معترض شعارهای تندی علیه حکومت وسران دولت کودتا سر دادند.گروه زیادی از مردم معترض پایتخت با حضور در نمایشگاه مطبوعات این بار هم یک فضای رسمی عمومی را به فضایی ضد حکومتی تبدیل کردند.مشاهدات خبرنگار آژانس ايران خبر حاکی از این است که چندین هزار از مردم و جوانان معترض عصر روز جمعه, مصلای تهران راتبدیل به صحنه ی اعتراض عمومی خود.

کردندوشعارهای تند حکومتی علیه سران نظام سر دادند وسیاست خارجی حكومت رابا شعار مرگ برروسیه تقبیح نمودند.این در حالی است که گروهی از بسیجی های وابسته به حکومت با پرتاب کفش سعی داشتند حرکت هايی مانند منتظرالزیدی را تقلید کنند.اما شواهد نشان می دهد که بسیاری ازکفش های پرتاب شده توسط بسیجی هاومسئولین خبرگزاری ها,سایت ها وروزنامه های دولتی کفش هایی بود که قبلا در غرفه های مزبور جاسازی شده بود.درواقع سران کودتا وسرکوب تلاش داشتند با راه انداختن چنین مناظری تبلیغ کنند که معترضین وابستگان آمریکا هستند که مردم با پرتاب کفش به سراغ آنها رفته اند.اماجمعیت معترض با به هم پیوستگی ودر صفوف فشرده برای حدود 2 ساعت مصلای تهران را به محل عمومی اعتراضی خود تبدیل کردند.به طوری که حراست ومسئولین خبرگزاری های وابسته مجبور شدند از نیروهای امنیتی ونظامی درخواست کمک کنند.مردم معترض تنها با نزدیک شدن زمان ورود گارد ویژه ونیروهای سپاهی سرکوب گرمتفرق شدند اما فضای اعتراض خود را به خیابان ها وایستگاه های مترو بهشتی ومصلا نیز سرایت دادند.این تدبیر مردم معترض در جهت عدم دستگیری ورهایی از خطر بازداشت صورت گرفت.از طرفی اعتراض در نمایشگاه مطبوعات به حدی گسترده بود که تمام سایت ها وخبرگزرای ها مجبور شدند آن را پوشش خبری دهند.در واقع اعتراض جلوی غرفه های رسانه ها یکی از مهمترین جریان های اعتراضی چند ماهه اخیر در ایران بود زیرا رسانه های وابسته را نیز مجبور کرد که صحنه های با شکوه این اعتراض گسترده را انعکاس دهند.با حضور نیروهای امنیتی وگارد ویژه از خروج برخی از مردم از نمایشگاه ممانعت به عمل آمد, با توجه به فضای بسته ی مصلا و خروجی های مشخص کار بازرسی از مردم به ویژه موبایل ها ودوربین های آنها جریان گرفت وتعداد زیادي از گوشی های دوربین دار ودوربین های مردم بازدید کننده ضبط یا حافظه ی این گوشی ها ودوربین ها پاکسازی یا ضبط گردید.


آژانس ایران خبر

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 9:16 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

http://3.bp.blogspot.com/_SY2p37zB-b8/Srt_OlAfrII/AAAAAAAADHk/uyhNuVhJ4PI/s320/NOBEL+barai+3.jpg

+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

http://4.bp.blogspot.com/_SY2p37zB-b8/SrzSoYFgV0I/AAAAAAAADMc/GMrMxlyw7gM/s320/uni_2606+%286%29.jpg

http://3.bp.blogspot.com/_SY2p37zB-b8/SrzSmfMfrxI/AAAAAAAADL8/qT2Y0tQKocE/s320/uni_2606+%281%29.jpg

+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

جمعه روز قدس یا روز حماسه دیگر برای ملت ایران

یک یا حسین با میر حسین

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 8:35 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

بیانیه‌ جمعی از وبلاگ‌نویسان درباره انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن

June 27, 2009 08:26 PM



۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق
مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.


۲ ) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.

۳ ) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.



Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events

1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."
2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.

A part of the large community of Iranian bloggers
July 26, 2009

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 8:25 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

.http://www.kaleme.com/images/mirmosavi1406801.jpgرخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

میرحسین موسوی بیانیه ای خطاب به ملت ایران صادر کرد. به گزارش "کلمه" در این بیانیه ضمن  تاکید برحفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسئله ضروری دانسته شده است. در این بیانیه آمده است : برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم.
در این بیانیه همچنین  بر ضرورت استفاده کامل ازظرفیت های قانون اساسی، سویه اجتماعی شکل گیری راه سبز امید، تلاش برای استیفای حقوق ملت و بازگشت به آرمان های  مغفول و مظلوم انقلاب اسلامی تاکید شده است. موسوی در پایان نیز راهکارهای نه گانه برای برون رفت از بحران ارائه کرده است.
به گزارش "کلمه" متن کامل بیانیه شمار 11 میرحسین موسوی بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!
نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.

جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله  زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.

از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است.

اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.

پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.

از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.

در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟

به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.

قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.

مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.

و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.

اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.

آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.

و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي  اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند  و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي  ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است.
رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت  تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.

مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها  و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.

ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه»  استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.

ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.
و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.

چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب  برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.

صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.

تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند.   آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.

وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.

از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.

گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.

جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.

ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.

ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.

نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.

راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی  نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.

همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود  داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1.     تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2.     اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3.     شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
4.     رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7.    به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9.     تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی
 
ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
 میرحسین موسوی

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 9:17 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

شواز 28 مرداد :نقد غیر کلیشه ای‘استقلال طلبانه ‘آزادیخواهانه ‘واقع بینانه و سبز یک دیکتاتور « او خطر یک جنگ عمومی بین ملّت های دنیا را بالا برد، کشور خودش را فقیر می کرد و آن را به همراه کشور های همسایه اش را در آستانۀ یک فاجعه هدایت کرد. ولی مردم کشورش هر کار که کرد دوست داشتند و هر بار که به خیابان آمد برای او هورا کشیدند ... او نماد میلیون ها نفر در داخل و خارج ایران شده بود و ذهن فناتیک آنها را شکل داده بود. آنها ترجیح می دادند کشور هایشان نابود شوند تا اینکه به روابطشان با غرب ادامه دهند. » http://www.time.com/time/subscriber/personoftheyear/archive/stories/1951.html شماره اول مجله تایم در سال 1952 Mohammed Mossadegh FROM THE TIME ARCHIVE Jan. 7, 1952 , he increased the danger of a general war among nations, impoverished his country and brought it and some neighboring lands to the very brink of disaster. There were millions inside and outside of Iran whom Mossadegh symbolized and spike for, and whose fanatical state of mind he had helped to create. They would rather see their own nations fall apart than continue their present relations with the West « حالا ما می دانیم که او یک عوام زده ( پوپولیست ) قدرت پرست و جاه طلب و خودخواه و بی رحم است که آزادی های مردمش را سرکوب می کند ... او جادوگری تازه کار است که دارد قدرت هایی را بیرون می کشد که نمی تواند کنترل کند. » سرمقاله 15 اوت 1953 روزنامه نیویورک تایمز به نقل از : http://www.setadepiroozi.com/news.php?extend.145.3

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 1:45 قبل از ظهر توسط رامین ثابت |

شمشیر ها برروی کمر ببندید

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

http://www.freezpic.com/pics/5c0871f3e44afad10afdb1852d702410.jpg

دکتر به حرف این سید گوش نده...راستی قبلا اسمش چی بود ؟ الیاس شایدم او یک فرشته بود

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 10:11 قبل از ظهر توسط رامین ثابت |

جمهوری اسلامی و اربابان خارجی اش خیلی خوب به روح و روان مردم ایران آگاه
هستند،مثلا سی سال تمام، ایرانی را در جهان تروریست نشان دادند و کلی هم فیلم
بر ضد تاریخ باستان ایران ساختند وبا غرور مردم ایران بازی کردند. اما همین که
دیدن مردم ایران قیام کردند، شروع کردن چپ و راست از ما ایرانیها تعریف کردن. همه
جا از آگاهی و درایت ما سخن گفتن،فیلسوفاشون را فرستادن جلوی تلویزیون که از
مردم ایران تعریف و تمجید کنن و مردم را دعوت کنن به مبارزه مسالمت آمیز در
مقابل رژیمیکه خودشان اون رو تا دندون مسلح کرده بودند. جمهوری اسلامی هم
همینطوری عمل میکرد، هر وقت به مردم احتیاج داشت از اونها تعریف میکرد و همینکه
خرش از پل میگذشت باچماق جون مردمش میافتاد.به همین دلیل بود که رژیم تونست
مردم ایران را سی سال دست به سر کنه. سی سال مردم رفتند به صندوقهای رای و فکر
کردن میتونن رژیم را اصلاح کنن. تا قبل از بیست و دوم خرداد در دنیا سمبل
تروریست بودیم اما امروز شدیم معلم فیلسوفان عصرمون،البته اونهم تا زمانیکه با
دست خالی به پیش واز چماق،چاقو و گلوله جمهوری اسلامی بریم اما همینکه دست به
اسلحه ببریم دوباره میشیم تروریست و قاتل

سالها پیش از انقلاب پنجاه و هفت ،تمام احزاب مخالف سلطنت پهلوی، توسط دو
قطبیکه مشغول جنگ سرد بودند مسلح شدند و چه بسیار مردم بیگناه و سربازان ایرانی
را این گروههای مسلح به کشتن دادند. ابر قدرتها حتی با ساختن فیلمی به نام محمد
رسول الله آخوندهای آن زمان را هم مسلح نمودند . آخوندهای ایران ،تا قبل از
اینکه به قدرت برسند و کشور را در دست بگیرند همیشه و همه جا شعار میدادند که
بله، ما در اسلام شور و مشورت داریم . ما اجماع داریم که کاملا مشابه دموکراسی
غربی میباشد. آخوندها آنقدر در دنیا، نقش خودشون رو خوب بازی کردند و از
دموکراسی اسلامی برای کارتر و تاچر سخن گفتندکه در نهایت قرعه بدست آخوندها
افتاد تا آنان آینده ایران را بدست بگیرند

دوستان گرامی ،این درسته که انگلیس، استعمار پیر است و آنان همراه دیگر
دوستانشان در گوادلوپ با استفاده از تاکتیکهای استعماری، توانستند آخوندها را
به قدرت برسانند اما آخوندها هم برای خودشون دارای تاکتیکهای سیاسی بودند. آخوندها
به غرب وعده دموکراسی و مشورت را دادند اما همین که به قدرت رسیدند ولایت فقیه
را رو کردند و شش تا سور، در جا به غرب زدند

تا اینجا خیلی کوتاه موقعیت آنزمان رو گفتم ،اما موقعیت ما، امروز چیست؟ امروز
،تمام کسانیکه قبل از انقلاب پنجاه و هفت مسلح شده بودند و دست به مبارزات
مسلحانه زده بودند را خلع سلاح کردند و با یک دست کت شلوار و دادن چند مدرک
دکترا ، آنان را مدام از این تلویزیون به آن تلویزیون میبرند تا از مبارزه
مسلمات امیز در مقابل رژیم تا به دندان مسلح جمهوری اسلامی سخن بگویند.سئوالیکه
پیش می اید این است ، چرا آنان در سال پنجاه و هفت با شاه ایران کنار نیامدند و
اسلحه ها را زمین نگذاشتند؟چرا امروز همه این مبارزین ، تبدیل شدن به گاندی و
ماندلا ؟درمقابل رژیمی که بی رحمانه مردم بیگناه خودش را میکشد؟چرا ؟چرا؟

طرفداران رژیم اسلامی و افرادی نظیر خاتمی سعی در قبولاندن این امر را به
ایرانیان دارند که اگر رژیم اسلامی نابود شود آنگاه جنگهای داخلی اتفاق افتاده
و کشور ما ایران درگیر خطر تجزیه میشود. اما باید از آنان پرسید که کدام نیروی
مسلح توانائی انجام چنین کاری را دارد؟ مجاهدین خلق که تماما خلع سلاح شدند و
در قرارگاه اشرف مورد ستم دولت دموکراتیک عراق هستند دولت دموکراتیکی که قرار
بود هیچگاه دست به کشتار انسانها نزند! چریکهای فدایی خلق هم که خلع سلاح شده و
در دانشگاههای خارج از کشور برای مبارزه مسالمت آمیز در مقابل جمهوری اسلامی
بدنبال راه حل میگردند . پس کدام نیروی مسلح اپوزیتسیون است که توان تجزیه
ایران را دارد؟ این طرز فکر و اینجور بازی کردن با احساسات میهن پرستانه مردم؛
تنها به رژیم وقت میده که بتونه مردم را تا حدی از مبارزه دور کنه . خوانندگان
گرامی ! جهان غرب پس از جنگ در عراق در گیر چنان مشکل بزرگی شد که دیگر توان
این را ندارد شاهد تجزیه ایران و کشتار دگر بار مردم بیگناه شود.قتل عام مردم
بیگناه عراق در سالهای گذشته انقدر وجدان انسانهای با شرف جهان غرب را آزرد که
مردم دیگر دنباله رو سیاستهای تونی بلیر و جورج بوش نبودند . البته این نتیجه
گیری امری مطلق نیست ،اما منطق میگوید که دولت اوباما ویارانش نمیتوانند سیاستی
را انتخاب کنند که منجر به تجزیه ایران و کشتار دگر بار مردم بیگناه شود، اما
امکانش هست که بخاطر بحران اقتصادی جهان امروز، این اتفاق شوم بوقوع بپیوند.اما
خوب نباید فراموش کنیم اگه فریاد میزنیم جمهوری ایرانی ، باید تمام مشکلاتش رو
هم به جون بخریم.وقتیکه مردم ایران چنین تشنه دموکراسی بودند آیا از خود
پرسیدند، راستی چه شد غرب به اینجا رسید ؟آیا تاریخ خونبار دموکراسی و جمهوری
را در غرب خواندند ؟ این مردم ایران بودند که خواستند یک شبه به قله آمال غرب
برسند. در حالیکه دموکراسی ثمره چهار صدسال جنگ پی در پی در قرنهای اخیر اروپا
و آمریکا بوده و ریشه ای بیش از دو هزار سال در تاریخ غرب داشته . این نمیشه که
ما فریاد بکشیم جمهوری ایرانی و نیاکان خود را افرادی گمراه قلمداد کنیم چونکه
آنان پادشاه داشتند اما حاظر نباشیم که حتی ذره ای از مصیبتهائی را بکشیم که
غرب قرنها این مصیبتها را کشیده است .آمریکا متحمل جنگهای داخلی شد، اروپا جنگ
اول و دوم را دید،ژاپن بمب اتم را چشید، اروپا ناپلئون و انقلاب فرانسه داشت ،
جنایات اسپانیا در آمریکا ووووووو و..... . من افتخار میکنم که بنیانگذار
ایران، کورش بزرگ بود، پادشاهیکه با نوشتن لوحه حقوق بشر،قدرت خود را مشروط بر
قانون حقوق بشر کرد و خود را پادشاه پادشاهان نامید و در امور داخلی دیگر
پادشاهان دخالت نکرد.افتخار میکنم که میتوانم امروز در مقابل دموکراسی ایستاده
و بگویم که در سرزمین ما ایران، پادشاهی بود که دو هزار و پانصد سال پیش با
استفاده از قانون، آرزوی بشریت را به حقیقت رساند و بردگان را آزاد کرد . این
پادشاه ما بود که به دنیا نشان داد پادشاهی مشروط بر قانون وسیله ای است برای
رسیدن به آرزوهای والای انسانی که همانا آزادی است. آنچه را که جهان غرب امروز
پس از هزاران سال رنج و محنت بدان دست یافته ، نیاکان ما دو هزار و پانصدسال
پیش با علم و دانش خویش به جهانیان نشان دادند . خوشحالم از اینکه امروز مجبور
به انکار آگاهی نیاکان خویش نیستم

بارها به برخی از دوستان خودم میگفتم که چین خیلی شانس داشت. چون آنزمانیکه
رضا شاه بزرگ یا محمد رضا شاه فقید دانشجو به خارج میفرستادند برای کسب علم و
دانش؛ چین راحت توی خونه خودش نشست و بدون اعزام دانشجو به خارج و مسموم شدن
فکر دانشجوهاش ،موفق به دریافت علم و دانش از سوی استالین شدو به بمب اتمش هم
رسید و سالها بعد در دوره بیل کلینتون بود که دوباره اروپا و آمریکا علم و دانش
بیشتری را به مردم چین دادند و آنان امروز در چنین موقعیت جهانی هستند.پادشاهان
پهلوی جوانان را به اروپا اعزام کردند برای رسیدن به علم و تکنولوژی اما آنان
سوغاتی دیگری را با خود به ایران آوردند

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 10:6 قبل از ظهر توسط رامین ثابت |

بیانیه مهم مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم درباره زندان‌های غیرقانونی و شهادت تعدادی از دستگیرشدگان

انقلاب مورد تعرض قرار گرفته؛ ملت به تجمع‌های خود ادامه دهند؛ مراجع نگران و در کنار ملت ایران‌اند

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با صدور بیانیه‌ای از ملت خواست بر اساس قانون اساسی که به آزادی‌های مشروع و حق تجمع تاکید دارد، به حرکت خود ادامه دهند و تصریح کرد که مراجع تقلید هم از حوادث اخیر نگران و ناخشنودند و نظر توجیه‌گران در خطابه‌های نماز جمعه، نظر مراجع بزرگوار و علمای بزرگ و مدرسین حوزه‌ها نیست.


بسمه تعالی


إِيَّاكَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا. (نامه 53 نهج البلاغه)

از خون‌ریزی ناحق پرهیز کن، هیچ چیز به اندازه خون ناحق کیفر الهی را نزدیک نمی‌کند و مجازات را شدت نمی‌بخشد و نعمت‌ها را نابود نمی‌کند و خون ناحق زوال حکومت را نزدیک نمی‌سازد.


ملت بزرگ ایران این روزها به مصائب بزرگی مبتلا هستند که شنیدن آنها دل هر مسلمان و انسان آزادیخواهی را به لرزه در می‌آورد.


انقلاب اسلامی برای حراست از حقوق مردم بود، و اجرای قانون برای آزادی‌های مشروع جامعه و از بین بردن زندان‌های غیر قانونی و غیر شرعی و شکنجه‌های غیر انسانی و تهمت‌زدن‌های ناروا، و بالاخره برای اجرای احکام اسلام بود. حضرت امام رحمة الله علیه در اوائل شروع نهضت در سال 1342 به شاه نصیحت می‌کرد که قانون اساسی را عمل نماید و از مرز قانون خارج نشود که اگر او به قانون عمل می‌کرد، سرنوشت حکومتش غیر از آن بود که رقم خورد.


امروز پس از سالیان دراز مبارزه ملت ایران که حاصل خون دهها هزار شهید و شکنجه و زندانی شدن مردان آزاده و تلاش‌های مراجع بزرگ به ویژه رهبری داهیانه رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) است، اهداف مقدس انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی مورد تعرض قرار گرفته است و عده‌ای جز به نابودی دستاوردهای نظام به چیزی راضی نمی‌شوند.


هر روز خبر شهادت یکی از فرزندان این مرز و بوم را می‌شنویم و با کمال وقاحت اعلام می‌کنند، دستگیرشدگانی که پس از مدتی جسم بی‌جان آنها تحویل خانواده‌ها داده می‌شود. زندان‌های غیر قانونی و بدون امکانات اولیه و رعایت اصول انسانی دایر شده است.
خبرهای شکنجه غیر انسانی و ناجوانمردانه هر روزبه نوعی فاش می‌شود، برای دفن کشته‌شدگان و برگزاری مراسم عزاداری اجازه نمی‌دهند و همه اینها به نام اسلام و قرآن و ولایت فقیه انجام می‌گیرد.


عده‌ای مدیحه‌سرا بدون توجه به آثار تخریبی آن به توجیه این همه جنایات پرداخته‌اند، ملت عزیز ایران باید بدانند که نظر توجیه‌گران در خطابه‌های نماز جمعه یا غیر آن اگرچه به نام حوزه‌ها باشد، نظر همه مراجع بزرگوار و علمای بزرگ و مدرسین معظم حوزه‌ها نیست. بلکه قلوب بزرگان از حوادث اخیر نگران و ناخوشنود است و در کنار ملت بزرگ ایران و دردکشیده‌ها خواهد بود.


ملت ایران حرکت خود را بر مدار قانون اساسی استوار و برطبق اصول مصرح در آن که تضمین آزادی‌های مشروع است و تجمع‌های آنها را تضمین نموده است، ادامه دهند و در کنار داغداران، یاد و خاطره‌ی مبارزان در راه حق را پاس بدارند.


نصیحتی هم به حاکمان و دولت و قوه قضائیه از زبان امیرالمومنین داریم:

وَإِنَّمَا يُؤْتَى خَرَابُ الاَْرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا،إِنَّمَا يُعْوِزُ أَهْلُهَا لاِِشْرَافِ أَنْفُسِ الْوُلاَةِ عَلَى الْجَمْعِ، وَسُوءِ ظَنِّهِمْ بِالْبَقَاءِ وَقِلَّةِ انْتِفَاعِهِمْ بِالْعِبَرِ. (نامه 53 نهج البلاغه)

زمین جز با فقر ساکنانش خراب نمی‌گردد. مردم زمانی به فقر دچار می‌گردند که والیان به جمع مال برآیند و به بقای حکومت خود مطمئن نباشند و از تجربه‌ها عبرت نگیرند.

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

انقلاب مخملی  به چه دلیل همه چیز داریم

آیا اگر ملتی بگوید این حکومت را نمی

خواهیم، حق آن ملت یک قبرستان شهید است؟


آیت الله خمینی،بهشت زهرا ،بهمن ۱۳۵۷

 

If a nation says we don't want this government, they deserve a graveyard full of martyrs?

-Ayatollah Khomeini, 1979

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 12:14 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

برکناری وزیر و دو معاون وزیر، بازنشستگی بیش از 20 کارشناس

کودتا در وزارت اطلاعات

 

شنیده شده که در روزهای قبل از برکناری وزیر اطلاعات، دو معاون وزیر و چندین کارشناس تا حد مدیرکل نیز در این وزارتخانه از سمت‌های خود برکنار و مجبور به بازنشستگی شده‌اند.


بر اساس گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» تعداد کارمندان رده‌بالای وزارت اطلاعات که پس از انتخابات برکنار و یا مجبور به بازنشستگی شده‌اند، بالغ بر 20 نفر است که دو تن از آنها در رده‌ی معاون وزیر و بقیه در سطح مدیرکلی و سطوح پایین‌تر بوده‌اند.


این گزارش حاکی است علت اصلی تغییر و تحولات اخیر در این وزارتخانه، گزارش تیم ویژه‌ی وزارت اطلاعات در خصوص پرونده انقلاب مخملی است. تهیه‌کنندگان این گزارش با مطالعه‌ی تمام پرونده‌ها و بازجویی مجدد از تعدادی از بازداشت شدگان اخیر، نتیجه گرفته‌اند که اتهام تلاش برای انقلاب مخملی واقعیت ندارد.


نویسندگان این گزارش که دو نسخه از آن برای رهبری و رئیس دولت هم ارسال شده، نتیجه گرفته‌اند که مجموعه اتفاقات پس از انتخابات نه تنها هیچ ارتباطی با خارج از کشور ندارد، بلکه هیچ تدارکی از قبل برای آن وجود نداشته و قابل پیش‌بینی هم نبوده است.


گفتنی است اولین واکنش احمدی‌نژاد به تهیه‌ی این گزارش در وزارت اطلاعات، این بوده که سراسیمه به وزارت اطلاعات رفته و بدون اینکه با وزیر و معاونانش جلسه بگذارد، در جلسه‌ای عمومی با کارکنان ستاد این وزارتخانه گفته است: من از سپاه کاملا راضی هستم، از وزارت هم اصلا راضی نیستم. وی همچنین گفته است: توطئه‌ی دشمنان برای براندازی نرم باید افشا شود و انتظار دارم وزارت اطلاعات در این زمینه فعال‌تر باشد. احمدی‌نژاد همچنین چند روز بعد در جلسه‌ای شخصا خواستار برکناری دو معاون وزیر اطلاعات و بررسی نقش دیگر دست‌اندرکاران تهیه‌ی گزارش مذکور شده است.


در همین راستا، گزارش تایید نشده‌ی دیگری حاکی است محسنی اژه‌ای، وزیر معزول اطلاعات، پیش از این در یک جلسه به چند مقام ارشد دولت خبر داده که حدود نیمی از پرسنل این وزارتخانه به میرحسین موسوی گرایش دارند.

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

مراسم چهلم ندا آقا سلطان هشتم امرداد ماه در بهشت زهرا برگزار می شود

به گفته يکی از بستگان ندا آقا سلطان، خانواده و خويشان او ، روز پنج شنبه، هشتم امرداد ماه، در چهلمين روز کشته شدن ندا، بر سر مزارش در بهشت زهرا حاضر می شوند

http://img.timeinc.net/time/photoessays/2009/neda/neda_agha_soltan_02a.jpg

خانواده ندا آقا سلطان گفته اند که برای آن مراسم اعلام عمومی نخواهند کرد، اما از حضور مردم در آن استقبال می کنند. خانواده ندا پس از پايان مراسم در بهشت زهرا، پذيرای دوستداران او در منزل خود خواهند بود.

همچنين برخی گزارش ها حاکی است که مراسم يادبود برخی ديگر از کشته شدگان اعتراض های پس از انتخابات، که چهلمين روز کشته شدن آنها با هفته اول امردادماه مصادف می شود، همزمان در يک روز، با مراسم چهلم ندا برگزار خواهد شد.

ندا آقا سلطان، دختر جوان ۲۷ ساله در روز ۳۰ خرداد در تهران، بر اثر شليک گلوله به قلبش کشته شد. تصاوير نحوه به قتل رسيدن او مردم جهان را تکان داد.

این مراسم ساعت ۱۷:۰۰ در پارک قدس رشت نیز برگزار می شود

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 1:11 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

ای کاش که اندر پس این پرده خدا بود فریاد رسی بهر صدای تو ، ندا بود ای کاش که لوطی ز رخت ، بت تراشد تا خون تو داغ است زآن شعله بپا، شد ای کاش که سهراب مرا ، خاک نکردی خونش ز زمین و ز کفن پا ک نکردی تا روز مکافات تو ملای ز خون مست انروز که افتاده رهت ، کوچه بن بست آن دم که زنم گردن تو با لب شمشیر دارت بزنم بر سر هر کوچه بهر تیر سهراب و ندا رقص کنان شاد شوند شاد بینی که دهیم کعبه و الله تو بر باد بر من نکنید ، شکفه که توتو؟ چه به قرآن این فتنه که امروز بپا گشته زآن،دان!

لام دوستان فقط ميخوام بگم همه شما از سقوط هواپيما ايراني خبر دارين به خانواده هاي حادثه ديده هم تسليت ميگم. ولي تو رو خدا به شبکه هاي تلوزيون خودتون يه نگاه کنيد هيچ خبري از اعزاي عمومي نيست ولي اگه واسه غزه يا زن محجبهء کشته شده در آلمان بود و يا سرکوب فلان مسلمانان کشور........ بود، تا يه هفته ايران تو غم بود و همهء حضرات توي خيابون اعتراض ميکردن.اينو به همه سند تو آل کن

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 12:42 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

پير اٍلکابان: بامداد امروز شما پذيراي رضا پهلوي، فرزند شاه پيشين ايران هستيد

ژان پير اٍلکابان: بامداد امروز شما پذيراي رضا پهلوي، فرزند شاه پيشين ايران هستيد

 

ژان پير: رضا پهلوي، شما به پاريس تشريف آورده ايد، درود بر شما و خوش آمديد. در اين جا مي خواهم يادواري کنم که شما پنج ماه پيش از اين به جامعه ي اروپا اعلام کرديد که مردم ايران، بالاخره پرانتز سي سال تاريکي را بسته اند.

رضا پهلوي : کاملا، رويدادهايي که در سه هفته ي پيش رخ داده اند، يک فصل نويني را در مرحله ي آخر وجود اين رژيم که در حال نابودي است پديد آورده اند.

من از اين جهت اين را عنوان مي کنم که نه تنها بحث از بين رفتن کامل مشروعيتي که در حال حاضر تنها متعلق به ملت مي باشد، در ميان هست، بلکه سخن بر سر اين هم هست که يک «بيداري همگاني» پيش آمده است، نه تنها در ايران، بلکه در همه ي جهان؛ بيداري نسبت به اين که اين رژيم کاملا يک رژيم غاصب هست و با بهره گيري از ترور و ديکتاتوري مي خواهد خواسته ي خودش را تحميل کند.

 ژان پير: با اطلاعاتي که شما داريد، سرکوب در ايران هنوز ادامه دارد.

اين سرکوب چه کساني را در بر مي گيرد؟

 رضا پهلوي : ببينيد، شوربختانه تصميم آقاي خامنه اي تصادفي و پيشامدانه نبود! او يک خط قرمز کشيده است و رژيم تلاش خواهد کرد که  خودش را تحميل کند و براي اش مهم است که پا بر جا بماند. و در اين شرايط ويژه هست که دنيا بايد متوجه باشد که اين يک جامعه است که سرکوب شده است، و اين جامعه نياز به همياري و پشتيباني دارد تا خود را تنها حس نکند!

 ژان پير : در خيابان ها و پشت بام خانه هاي تهران، فرياد مرگ بر ديکتاتور سر داده مي شود، چه کسي هدف اين شعار ها است؟

 رضا پهلوي : هدف آنها، ولي فقيه است، و زماني که به ولي فقيه نه مي گويند، يعني به ساختار نظام نه گفته اند! و البته يک چيزي را فراموش نکنيد! بيش از سي سال است که به هم ميهنان من حق گزينش آزادانه را نداده اند!

 ژان پير : در گذشته نيز به آنها داده نمي شد؟!

 

رضا پهلوي : آن داستان ديگري است! من درباره ي رژيمي گفتگو مي کنم که کانديداها را از يک صافي صلاحيت رد مي کند، و در نهايت حق گزينش از ميان دو سه نفر را که همگي از پيش تعيين شده اند مي دهد.

اين جنبش از ميانه ي ارديبهشت ماه آغاز شده است و رويدادهايي که در سه هفته ي گذشته رخ داده اند، نشان از به سر آمدن تاب و بردباري مردم دارد! مردم ديگر از اين بيشتر نمي توانند رژيم را تاب آورند! خواسته هاي مردم زير پاي اين رژيم لگد مال شده است، به وضيعت زنان از همان آغاز اين رژيم تا به امروز نگاه کنيد! فرياد و دادخواست مردم ايران در سراسر دنياي آزاد تنها داشتن آزادي، حق گزينش و فرمانروايي مردم بر مردم است...  

ژان پير : شما چه خواستي داريد که از اينجا مي خواهيد اعلام کنيد؟  

رضا پهلوي : چيزي که من درخواست مي کنم، بسيار ساده است، «پشتيباني جهانيان» از مردمي که تنها مي خواهند آزادي گزينش داشته باشند. اين همان پدافند از آزادي است؛ همچنين نقش حقوق بشر نيز در ميان است. جهان حق دارد که بگويد: نبايستي در مسائل داخلي يک کشور دخالت کرد...  

ژان پير : جهان را فراموش کنيم! امروز ايران يک زندان است، امروز گزارشگري در ايران آزاد نيست، امروز در ايران، شبکه ي اينترنت از کار افتاده است،... آيا خواست امروز، همان پاسداري از داشتن همه ي آزادي ها براي مردم ايران است؟

رضا پهلوي : البته!  يک  ايران مردم سالار در آينده، کشوري که همه قانون هاي اش بر پايه ي منشور جهاني حقوق بشر نوشته شده است، يعني کشوري که  از حقوق شهروندان، از هر انديشه و گرايشي، پاسباني خواهد کرد، نه تنها آزادي را باز خواهد يافت، بلکه از کساني که در اين نظام، ناخواسته و اجباري کار مي کنند، با بهره گيري از يک بخشش بين المللي و بازنگري ملي، نگهداري خواهد کرد! «به عبارت ديگر، بخشش عواملي که حتي در برخي گاه ها، از آنان به عنوان بازوي زور رژيم بهره برداري شده است.»  

ژان پير : از ديد غرب و به عبارتي از ديد همه ي جهان، احمدي نژاد و دولت اش، قدرتمند است و پيروانش را نيز همچنان  دارد! باور و ديد شما درباره جزئيات اين در هم شکستن جامعه ي کنوني ايران، و يا در کل، در هم شکستن رژيم ايران، چيست؟

 

رضا پهلوي : به گمان ام همه مي دانند که آن چيزي که رژيم با آن روبرو شده است در هم شکستن است. براي نمونه مخالفت رفسنجاني با آقاي خامنه اي و يا به عبارتي  اختلافات در درون نظام! تنها اين نيست! يک رژيم تماميت گرا، تلاش خواهد کرد که خود را تحميل کند. هميشه به همين گونه بوده است، براي نمونه رفتار رژيم مسکو در جنگ سرد!

ولي چيزي که بسار مهم است، دانستن اين امر است که هيچ رژيمي در دراز مدت، بدون داشتن مشروعيت و تنها با بهره گيري از فشار نتوانسته است پا بر جا بماند! تاريخ درستي اين موضوع را نشان داده است!

ايرانيان امروز تنها نيستند. من هيج زمان در طول تاريخ ايران، همچنين تاريخ معاصر، يک چنين پشتيباني جهاني اي را از مردم ايران نديده ام!

ژان پير: رضا پهلوي، ديروز در پاريس، همه ي گروه هاي مخالف رژيم با شما گرد هم آمدند. درباره چه فعاليت هايي که از اين پس بايستي دنبال دنبال شوند هم انديشي کرديد؟  

رضا پهلوي : همبستگي همه ي نيروهاي مردم سالار بدين معني است که اهميت، پيش از همه چيز براي آينده يک کشور، رسيدن به آزادي است، و از آن لحظه هست که گروه ها ي گوناگون با باور هاي دگرگون، آغاز به کار خواهند کرد تا بهترين روش را براي انجام اين دموکراسي ارائه دهند.

امروز، جمهوري خواه و پادشاهي خواه، نيروي چپ و نيروي راست، همگي دور هم گرد آمده ايم  ودر يک طيف گسترده اي که در بر گيرنده ي انديشه ها و بينش هاي سياسي گوناگون هست، به «يک نگرش  يگانه  از يک ايران مردم سالار» رسيده ايم.  

ژان پير : خواست شما چيست؟ از اين رو اين را مي پرسم که در گفت و گوي پيشين و زماني که درباره ي واپسين کتاب شما گفتگو مي کرديم، شما، فعاليت هاي غير خشن را پيشنهاد نموديد، و حتي از گاندي و نلسون ماندلا به عنوان پيروان «نافرماني مدني» ياد کرديد!  

رضا پهلوي : بله، اين بسيار مهم است!  

ژان پير : آيا امروز با وجود اين همه خشونت در کشور شما، نافرماني مدني روش درخورندي است؟  

رضا پهلوي :  شما مانند ديگران خواهيد ديد که از يک ديد واقع گرايانه، نمي توان هرروز راهپيمايي بزرگي را در خيابان ها راه انداخت! و نبايستي نگران اين بود که امروز يک ميليون در خيابان ها بودند و فردا 300 هزار نفر و شايد در دو هفته ي آينده سه هزار نفر! اين مهم نيست! مهم اينست که مردم به يک مرحله ي بي اعتمادي و نبرد با اين رژيم رسيده اند. در اينجا يک رژيم غاصب وجود دارد! نه تنها احمدي نژاد، بلکه تماميت نظام، يک رژيم غاصب است. 

ژان پير : نافرماني مدني در اين شرايط، به چه شکل مي تواند اجرا شود؟  

رضا پهلوي : اين مي تواند به شکل اعتصابات باشد، به شکل سرباز زدن از کار براي رژيم، و به طور کلي تيره ساختن زندگي براي رژيمي که حتي نمي تواند روي کمينه اي از همياري از سوي مردم حساب کند.

مانند سخن گاندي که مي گفت: اگر صد ميليون هندي تصميم به قطع همکاري با صد هزار گماشته ي دولت بريتانيا را بگيرند، اين دولت چگونه مي تواند در هند پا بر جا بماند؟  

ژان پير : اين بدين معني است که مردم ايران وارد مرحله ي نويني از مقاومت فعال و صلح جويانه شده اند؟  

رضا پهلوي : کاملا درسته، اين چيزي است که ما هم اکنون شاهد آن هستيم. در برابر، از ياد نبريم که رژيم همچنان در حال فشار آوردن بر روي مردم است، اين فشار بسيار بيشتر از آن است که رسانه ها نشان داده اند، البته ايراد از رسانه ها نيست، همانگونه که مي دانيد رسانه ها در ايران به طور کلي محدود شده اند!

ژان پير : پليس تهران از مرگ 20 نفر به گفته ي آن ها « آشوبگر» و دستگيري 1000 نفر گزارش داده است. آ يا به نگر شما، ارقام بيشتر از اين است؟

رضا پهلوي : بله در کل کشور بيشتر از اين است، و شوربختانه گزارشي در اين زمينه پخش نشده است. امروز همه مي دانند که بايستي چه کار کرد. رژيمي بر سر کار است که تمام تلاش خود را براي تحميل کردن اش به مردم، خواهد کرد، البته پيروز نخواهد شد! براي اينکه امروز حقيقت نزد مردم است و خواست و از جان گذشتگي آن ها ثابت کرده است که مردم ايران، مردمي هستند که ديگر ترس و هراسي ندارند، مردمي هستند که مي توانند تصميم بگيرند، مردمي هستند که با هم همبسته شده اند تا از اين جنبش پشتيباني کنند. 

ژان پير : آيا فکر نمي کنيد که هم صدايي ايرانيان خارج از کشور و همچنين قدرتهاي جهان، خطرناک باشد؟  

رضا پهلوي : به هيچ روي اين گونه نيست. ما درباره ي نوعي دخالت خارجي نيست که گفتگو مي کنيم، همانگونه که پيشتر هم گفتم، موضع گيري دولت هاي خارجي، دال بر اينکه نبايستي در امور داخلي کشوري دخالت کرد را بسيار سنجيده مي بينم، ولي بايستي يک «پشتيباني جهاني» در نقاطي که کليدي هستند پديد آيد. ايرانيان از جهانيان مي خواهند که از آنها دفاع کنند، بر اين اساس که کشورهاي آزاد جهان زير برگه ي منشور جهاني حقوق بشر را در سازمان ملل متحد امضا کرده اند. اين موضوع ربطي با يک برداشت صرفا احساسي از حقوق بشر ندارد، خير، با اين امضاء شما متعهد شده ايد که به دفاع از حقوق بشر در جهان بپردازيد.  

ژان پير : رضا پهلوي، فرانسه به تندي رويکرد خود را در برابر اين «رژيم اعلام کرد. باراک اوباما نخست با تامل و سپس اندکي پرخاشگرانه با اين موضوع برخورد کرد! نظر شما درباره ي اين دو چيست و امروز بايستي چه کرد؟

رضا پهلوي : به نظر من امروز، موضع گيري اساسي از براي پدافند از حقوق بشر و آزادي، يک اصل و اجبار براي کشورهاي مردم سالار و آزاد جهان است که زير بيانيه ي حقوق بشر را امضا کرده اند.

اين يک موضع گيري با در نظر گرفتن منافع کشور نيست، بلکه يک اصل بشمار مي آيد، و اين چيزي است که هم ميهنان من از جهانيان مي خواهند. به عبارت ديگر، همه ي کمک ها و همياري هايي را که مي توان به اين جنبش کرد، حال چه به شکل پشتيباني مستقيم در گفتگو کردن با نيروي هاي دموکراتيک و يا به شکل غير مستقيم و با برقراري تحريم هاي «هوشمندانه» براي رژيم.  

ژان پير : آيا در واشنگتن، پاريس، لندن و حتي در برلين، مخالفين رژيم با مراکز دولتي در پيوند هستند؟  

رضا پهلوي : همانطور که مي دانيد، پراکندگي ايرانيان در جهان بسيار گسترده است،  به ويژه در اروپا...  

ژان پير : آيا اين پيوند هست؟ 

رضا پهلوي : البته که هست، ولي مهم تر اين است که اکنون يک هماهنگي در اين ميان پديد آمده است. نه تنها در ميان خود مخالفين، بلکه با دنياي خارج از اپوزيسيون هم اين هماهنگي پديد آمده است. به اين معني که دولت ها بايستي يک نوع فرمول گزينشي را براي رويارويي با اين رژيم پديد بياورند. 

ژان پير ت: از اين سال به بعد، شما نها به عنوان فرزند شاه نبوده ايد. آيا فکر مي کنيد که بالاخره بعنوان رضا پهلوي در صحنه حضور پيدا کرديد؟

رضا پهلوي : اگر پروانه بدهيد که بگويم، فکر مي کنم که پس از 29 سال، شايستگي اين را داشته باشم که بگويم که نه تنها هم ميهنان ام، بلکه بيشتر افراد در چهارگوشه جهان مرا به عنوان فردي مي شناسند که داراي نگرش مستقل خود است، فردي که همراه با زمان حال و در پيوند با آينده مي انديشد و هيچ پيوندي به گذشته ندارد. من باور دارم که امروز، اين موضوع براي همگان آشکارتر شده است.  

ژان پير: رضا پهلوي، از شما براي آگاهي اي که به رسانه هاي فرانسوي داديد سپاس گزارم.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 12:40 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

 

طنز تلخ از ابراهيم نبوي------------ -محضر مبارک و محترم آقای مهدی امام زمان
 


محضر مبارک و محترم آقای مهدی امام زمان
اینجانب سید ابراهیم نبوی در راستای نامه سرلشگر فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و عضو شورای عالی امنیت ملی مواردی را بعرض می رساند که مبادا آن بزرگوار را فریب دهند. بخصوص در مورد این فیروزآبادی می خواستم به اطلاع برسانم که ایشان دروغ می گوید و اصلا حرف هایشان را باور نکنید، خودتان هم اگر دقت کنید، اول نامه اش این همه از شما و خانواده محترم تعریف کرده و چاپلوسی کرده که گندکاری های دولت احمدی نژاد را بپوشاند، وگرنه یک آدم دویست کیلویی که برای حمل و نقلش تراکتور یا نفربر باید استفاده شود، اصلا کجاش به آدم راستگو می خورد؟

 

اصلا مهدی جان! شما خودتان بگوئید این آدم می تواند معرفت داشته باشد؟ مگر نمی گویند "اندرون از طعام خالی دار تا در او نور معرفت بینی" این خرس گنده کجایش شبیه مومنان است؟ نصف بودجه نظامی مملکت فقط برای صبحانه و ناهار و شام این فرمانده کل مصرف می شود. البته خودتان بهتر می دانید، این آقا، با آن هیکل، که یک مشت لات و چاقوکش را فرستاده مردم بیگناه را کتک بزنند، اگر یک روده راست توی شکم گنده اش بود، این همه چاپلوسی می کرد اول نامه اش و به پدران شما و اجدادتان و پهلوی شکسته حضرت زهرا قسم می خورد و قضیه مسمومیت امام حسن و تشنگی امام حسین را مطرح می کرد. یک جوری حرف زده انگار مسمومیت امام حسن و تشنگی امام حسین هم به دست ما صورت گرفته.

 

آقای مهدی!

اگر می خواهید بفهمید این سردار قطور چقدر دروغگوست فقط نگاه کنید به اینکه در نامه اش نوشته است " سلام بر نایب بزرگوارت خمینی بت شكن" و " سلام بر امت مسلمان و امت خاص و آزاده‌ات ایرانیان سرافراز" و سلام بر " مراجع عظام تقلید، روحانیت معزز و خانواده بزرگوار شهیدان و ایثارگران." آقای مهدی! همه این سلام های این خرس گنده دروغ است. شما که از همان بالاها خودتان در جریان هستید، اولا تمام فامیل آقای خمینی را یا رد صلاحیت کردند، یا هر روز در روزنامه هایشان به آنها فحش می دهند و دامادشان را هم گرفتند الآن زندان است، آن وقت این خرس گنده سلام می کند، چه سلامی! چه علیکی! اگر کسی فامیل شما را زندانی کند، بعد به شما سلام کند، شما نمی زنید توی دهنش؟ در مورد مراجع هم دروغ می گوید، اینجوری می گوید که سرتان را گول بمالد، فکر کنید اوضاع خیلی خوب است و بیایید شما را هم مثل آقای منتظری و صانعی و چند نفر دیگر از مراجع تقلید بندازند توی یک خانه و حصرتان کنند و یکهو دیدید از خودتان هم مرتضوی اعتراف گرفت. اصلا حرف این خرس گنده را باور نکنید. در مورد روحانیت هم دروغ می گوید مثل چی! ابطحی بیچاره را که می شناسید، همان که وبلاگ می نوشت، او را گرفتند و زندانی کردند، کلی از روحانیون را زندانی کردند، بعضی ها را خلع لباس هم کردند. تو رو خدا گول اینها را نخورید، من مطمئنم به شما هم گفته اند مهدی بیا مهدی بیا که به محض اینکه آمدید توی همان فرودگاه پاسپورت تان را بگیرند و یا یک راست ببرند زندان. راستی شما که پاسپورت هم ندارید، دردسرتان دوبرابر است.

 

آقای مهدی جان!

این فیروزآبادی چاپلوس از قول حضرت علی، جد شما برداشته نوشته که " به خدا سوگند كه از انتساب هیچ منكری به من خودداری ننمودند و در رفتار میان من و خود رعایت انصاف نكردند ایشان حقی را طلب می‌كنند كه خود آن را واگذاشتند و خونی را می‌خواهند كه خود آن را ریخته اند " یعنی چی؟ فکر می کنید این سردار دویست کیلویی چه قصدی از این حرف داشته؟ همه اش می خواهد بگوید که نیروهایش مردم مسلمان را نزدند و نکشتند و دستگیر نکردند و شکنجه ندادند. در حالی که فیلم ها و عکس هایش همه موجود است، شما یک سری که تشریف بیاورید به یوتیوب یا فیس بوک و حتی بی بی سی یا هر جای دیگر، همه فیلم های لشگریان اینا  هست که چطور مردم را کتک می زنند و جلوی دوربین آنها را می کشند و زندانی می کنند و بیست نفر را کشتند و هزار نفر را زندانی کردند. آقای مهدی! الآن دیگر حتما خودتان در جریان ندا خانوم هستید، آن بیچاره اصلا توی تظاهرات هم نبود. یک پسری به اسم سهراب اعرابی را هم کشتند و تازه جسدش را هم نمی خواستند به خانواده اش بدهند. این مردک خرس گنده برای شما نامه نوشته که یعنی ما این کارها را نکردیم. جرات دارد جلوی ما این حرف ها را بزند تا همه فیلمهایش را نشان بدهیم. همه دنیا دیده اند و تازه اسم مملکت را هم به اسم شما گذاشته اند مملکت امام زمان که آبروی تان را ببرند. خواهشا حرف های اینها را باور نکنید که می دانم عمرا نمی کنید.

 

آقای مهدی!

این ها توطئه است. برداشته برای شما نامه نوشته که " او خواهد آمد( منظورش شما هستید)، ظلم و ظالمان را درهم می‌كوبد، داد مظلومان را می‌گیرد، عدل و داد بر پا می‌كند و جهان را آباد می‌كند، پس آگاهانه منتظرش باش." یعنی چی؟ غیر از این است که دارد در باغ سبز نشان می دهد که شما بیایید و شما را هم به عنوان عامل اغتشاش بگیرند؟ خودتان بگوئید اگر شما اینجا بودید و رای می دادید به آقای میرحسین موسوی و بعد می دیدید احمدی نژاد انتخاب شده و می دیدید چنان تقلبشان واضح است که انگار اصراری هم نداشته اند  مردم باور کنند، ساکت می نشستید؟ البته من نمی خواهم تحریک تان کنم که شما هم وارد درگیری شوید، مردم خودشان حواس شان هست، ولی بخدا اگر شما هم بودید می رفتید توی خیابان و یک شال سبز هم می انداختید دور گردن تان و شعار می دادید. آقای مهدی عزیز! مردم می روند روی پشت بام و می گویند الله اکبر، عرق که نمی خورند، ورق که بازی نمی کنند، الله اکبر می گویند، بعد نیروهای تحت امر همین مردک خرس گنده " اندرون از طعام هی پرکن" اخطار می کنند که نگوئید الله اکبر. الله اکبر گفتن هم جرم است؟ همان کاری که با فامیل خودتان می کردند، اینها هم دارند با مردم می کنند، و بعد نامه هم می نویسند که کی بود کی بود من نبودم. ببخشید شوخی کردم، ولی مردم اینطوری می گویند.

آقای مهدی عزیز!

ببخشید که پسرخاله شدیم و اینجوری صمیمانه خطاب تان می کنم، ولی به هر حال ما یک جورهایی آشنائیت داریم. بخاطر همین هم هست که نگران تان هستم. این سردار فیروزآبادی در نامه اش برای شما نوشته است: " روزگار نوجوانانی و آغاز جوانی‌ام در سپیده روزگار سپری شد، تا آن كه انقلاب شد. من و همه كسانم به میدان آمدیم. اگر چه عاشورایی دیگر به پا شد، اما ملت ایران نگذارد حسین تنها بماند. هزینه‌ دادیم. برادران و خواهرانم را به زندان افكندند. پدران و مادران و برادران و خواهرانم را در میدان ژاله كشتند." در این مورد، اگر چه فکر می کنم در جریان باشید، ولی این سردار دروغگو همه این حرف ها را گفته که شما متوجه نشوید که وقتی احمدی نژاد و همین خرس گنده تقلب کردند، مردم دقیقا همان کاری را کردند که این آقا می گوید در انقلاب صورت گرفته، یعنی روز سی خرداد 1388 مردم تهران و همه کسان شان به خیابان آمدند، عاشورایی دیگر بپا شد، منتهی این دفعه شمر و یزیدش همین محمود و سردارش بودند، مردم هزینه دادند، نیروهای ضد شورش هم همین چند روز قبل خواهران و برادران ما را زندانی کردند، و مردم را در میدان توحید و خیابان امیر آباد و میدان آزادی کشتند. لامروت ها لااقل اگر زمان شاه مردم کشته شده بودند، می گفتند مردم در میدان کندی( توحید) و آیزنهاور( آزادی) کشته شدند، اینها به اسم توحید و آزادی مردم را می زنند و می کشند.

آقای مهدی جان!

این آقا در نامه اش به شما نوشته است که " در زمان شاه به فیضیه و دانشگاه حمله كردند." یک جوری حرف زده انگار خودشان دانشگاه را گلباران کردند، به خدای احد و واحد، به دست بریده آقای ابوالفضل همین سردار فیروزآبادی و نیروهای تحت امرش هزار بار بدتر از گارد شاه به کوی دانشگاه حمله کردند و دانشجویان را کشتند و خوابگاه را درب و داغان کردند. شاه اگر حمله کرده بود به دانشگاه حمله کرد، اینها زمان خواب به خوابگاه دانشگاه حمله کردند. اگر هم باور نمی کنید، که می دانم می کنید، همه عکس ها و فیلم ها و اسم دستگیر شده ها و کشته ها موجود است.


آقای مهدی عزیز!

سردار فیروز آبادی از آن شکم گنده اش که مانع دیدن نوک پایش می شود، خجالت نمی کشد که برای شما نوشته است " بسیجی یعنی عاشق و عارف و شاهد. یعنی حسینی، علوی، زهرائی، یعنی آحاد ملت ولایی ایران." بخدا این حرف ها دروغ است، عاشق و عارف کجا بود؟ آخر شما خودتان بگوئید اولا عارف معنی دارد، صد تاشان مثل اویس قرنی، حسن بصری، فضیل عیاض، بایزید بسطامی و دهها عارف دیگر که احتمالا وقتی بیتوته می کردند، آنها را دیدید، طرفدار عرفان و درویش و اهل حق بودند، اولا که اینها هرچی درویش و اهل حق بود زدند و زندانی کردند و مسجدشان را بستند. این یک دروغ، یکی دیگر هم اینکه بسیجی اگر عاشق و عارف و شاهد بود، چماق و گاز اشک آور و قمه و زنجیر دستش می گرفت و زن و بچه مردم را کتک می زد؟ فقط  اسم مستعارشان در بازجویی ها حسینی و علوی و زهرائی باشد، ولی اینها دلیل نمی شود که بچه مردم را به اسم سهراب اعرابی(خودتان چک کنید متوجه می شوید) بکشند و یا سعید حجاریان را که مثل جدتان زین العابدین بیمار بود، به اسارت بردند و انداختند سلول انفرادی. جان مادرتان! شمر و یزید با یک بیمار این کارهایی را که اینها با حجاریان کردند، کرده بود؟ تازه! یک چیز دیگر که به نظرم خودتان باید یک جوری تکذیبش کنید، این است که اینها اسم هرچی مامور اطلاعات و کتک بزن و جاسوس است، گذاشتند سربازان گمنام امام زمان، منظورشان شما هستید، شما راضی هستید اینها از اسم شما سوء استفاده کنند. من می دانم فعلا در غیبت هستید و دارید از دست اینها حرص می خورید، ولی خودتان یک کاری بکنید.

آقای مهدی عزیز!

در هر حال این ها حرف هایی بود که باید خدمت تان عرض می کردم. این ها به اسم شما می روند دعا می خوانند در نیویورک که هر سال یک مشت اره و عوره شمسی کوره را ببرند سفر، بعد هم آقای احمدی نژادشان ادعا کرده که هاله نور دور سرش است. یک نفر از معاونانش هم گفته که اگر پیامبری می خواست بیاید، شبیه احمدی نژاد بود. من نمی خواهم دعوا راه بیندازم، ولی خود شما الآن بخواهید تشریف بیاورید، که به نظر من اصلا تا اینها هستند این کار را نکنید، حاضرید شبیه این مردکی که لباس پوشیدنش را بلد نیست، مثل دلقک ها هر جا می رود ادا درمی آورد، کفشش را درست نمی پوشد، کاپشن تنش می کند، مثل لات های چاله میدان حرف می زند، رفتار کنید؟ اصلا کدام پیغمبری در تاریخ 140 کیلو اضافه وزن داشت که این مردک خرس گنده دارد؟ پیغمبر که خودشان گفتند عطر خوب است، این محمود را یک ماه باید بیندازند توی وایتکس و با سیم ظرفشویی و رخشا بشورند که تمیز بشود. پیغمبر این جوری می شود؟ خودتان بگوئید، اگر کسی گفت من هاله نور دور سرم هست، نباید چهار تا زد توی سرش که دیگر چنین غلطی نکند؟

 

آقای مهدی عزیز!

این سردار عظیم الجثه در نامه اش یک مشت دروغ در مورد درگیری های اخیر نوشته می خواهد شما را سرکار بگذارد، فکر می کند شما هم هر روز فقط شبکه های تلویزیون جمهوری اسلامی نگاه می کنید و می خواهد سرتان را گول بمالد، ایشان نوشته است " در 30 خرداد آشوبگران و منافقان با چهره‌ای جدید كه چندان هم بی ارتباط با منافقان سابق نیستند، بر ملت یورش آوردند. زخم تركش‌های جنگ تحمیلی و جای گلوله‌های منافقان و از خدا بی خبران دیروز را این بار در كوچه و بازار و تن بسیجیان و نیروهای انتظامی - این حافظان امنیت مردم با قمه و ضربات سنگ و شعله‌های آتش، گشودند به پای مصنوعی و سینه خسته جانبازان و حتی بانوان و كودكان رهگذر هم رحم نكردند و منافقانه سلاح اهدایی امریكا و اسرائیل و انگلیس را به سوی مردم شلیك كردند، تا به خیال خام خود با كمك رسانه‌های بیگانه ناجا و بسیج را متهم كنند." ببینید چه دروغی می گویند، تمام عکس هایش هست، تمام فیلم هایش هم هست، خودتان یک سری تشریف بیاورید یوتیوب و فیس بوک تا همه را ببینید، حتی عکس بسیجی که شلیک کرده و مردم را کشته با اسم و مشخصات همه چیز معلوم است. این سردار فکر کرده شما همین نامه را قاب می کنید و می شود نامه اعمالش، بعدا هم صد تا فیلم اعتراف برایتان می خواهد بفرستد که اینها منافق بودند. از سر تا تهش دروغ است. منافقین کجا بودند؟ منافقین که الآن با وزارت اطلاعات دارند حال و حول می کنند و اصلا صداشان درنمی آید، ملت بودند، کلی زن و مرد و بسیجی جبهه رفته بود که کتک خورد، نه بسیجی تقلبی که بیست سالش است و ادعا می کند فرمانده جنگ بوده، حالا جنگ بیست سال است تمام شده. ببینید، تو را به خدا حواس تان باشد، جنگ سال 1368 تمام شد، اگر یکهو یکی آمد و پانزده سالش بود و گفت من جبهه رفته ام باور نکنید ها! اگر یک بچه هفت ساله آوردند و گفتند این فرزند شهید است باور نکنید، مگر می شود یک همسر شهید چهارده سال حامله باشد؟ نه ماه، نه، فوقش ده ماه. سر خدا و شما را که نمی شود کلاه گذاشت.

آقای مهدی عزیز!

من دیگر زیاد وقت تان را نمی گیرم، فقط آخرین نکته که ایشان گفته است که نیروهای حافظ امنیت هیچ سلاحی نداشتند، دروغ به این گندگی می شود، آقای بسیجی با یک مسلسل جلوی دوربین شلیک کرده و یکی را کشته است، اسمش هم معلوم است، حالا ما آدم فروشی نمی کنیم، ولی خودتان اگر از دفتر بپرسید همه مشخصاتش را می دهند، تمام خیابان پر بود از بسیجی و لباس شخصی و لات و چاقوکش تحت امر سردار خرس گنده، همه شان هم کلت و قمه و همه جور اسلحه داشتند. آقای مهدی! من این حرف ها را زدم برای اینکه فردا پانشوید بیایید این طرف ها، این ها به هیچ کس رحم نمی کنند، هی می گویند منتظریم منتظریم و بعد ترانه های مهستی و هایده را تغییر می دهند و برای شما می خوانند، انگار شکوفه نو است نه مهدیه تهران. در هر حال من فقط قصدم رساندن این پیام به شما بود، چون نخواستم توی فامیلی و خانواده بعدا بگویند که نبوی می دانست و نگفت. امیدوارم موفق باشید و اصلا به حرف اینها گوش ندهید، همه شان دروغگو هستند، یکی از یکی بدتر. بقول آن آقا احمدی نژاد از فیروزآبادی بدتر، فیروز آبادی از ثمره بدتر هاشمی از هاشمی بدتر مشائی، و از همه بدتر آن الهام که البته شما کاریش نکنید چون خداوند او را زده و یکی نصیبش کرده که تا زنده هست فقط زجر بکشد. قربتون برم .

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید ابراهیم نبوی

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 12:39 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

نامه سرگشاده سرهنگ نیروی انتظامی محمد رضا ارین به علی خامنه ای

نامه سر گشاده به اقای خامنه ای

 

جناب اقای خامنه ای با عرض ادب و احترام به خاطر حفظ حرمت قلم و رعایت تنویر افکار عمومی ایران و جهان بر خود لازم دانستم  موارد و مطالبی را برای شما و جهانیان علل خصوص شخص شما که خود را ولی امر مسلمین جهان می شمارید یاد اور و متذکر شوم هر انچه که بر ملت بزرگ ایران و حتی دوستان نزدیک  شما پوشیده نیست قصاوت و بی رحمی تان نسبت به انسان و ارزشهای انسانی میباشد دلیل مدعای من هزاران هزار مورد است و خود نیز خوب میدانید  بدلیل فراونی این قصاوتها که در طی این سی سال مرتکب شده اید ناچار باید سر فصل وار اشاره نمایم از سینما رکس ابادان و طراحی ودستور اجرای هزاران نقشه شوم دیگر چه در جنگ بر ملت و کشور ایران تحمیل شده وچه غیر از آن از جمله کشتن  مصطفی چمران و... در داخل ؛و کشتن دکتر شاپور بختیار ودکتر عبدالرحمان قاسملو و شرفکندی وداریوش و پروانه فروهر و مختاری وپوینده وندا اقا سلطان و زهره پیش دادیان و سهراب اعرابی و ..... و به حاشیه راندن اقای منتظری و اقای صانعی و موسوی اردبیلی وطاهری   و... از اینگونه موارد فراوان است در تاریخ سیاه سی ساله این حکومت اسلامی و در راس آن ولی امر مسلمین جهان

 افرین بر شما ای ولی امر مسلمین جهان واما انچه امروزمورد نظر است رویا رویی شما و رئیس جمهورت  یا بقول رئیس جمهورت سابقت جناب اقای خاتمی که پست ریاست جمهوری را تدارکات چی نظامت لقب دادند  با ملتی بالغ بر  18 میلیون نفر که  انهارا خار وخاشاک خواندید به غیر احمدی نژاد رای دادند بنا به آمار صادره و خروجی وزارت کشور تحت سلطه محصولی و دیگرا قداره بندان ریز و درشت ذوب در ولایت واقعاً حیف است که نام این اقایان در تاریخ ایران از قلم بیفتد  بهرروی چشمتان را بر این خواسته بحق مردم بستید و به جای حل مشکل با حضور در تریبون نماز سیاسی نظامی جمعه مردم را مستقیما مورد تهدید قرار دادید و رافت اسلامیتان را درعرصه گیتی به نمایش گذاشتید و در این راه از هیچگونه محبتی در حق این مردم بی دفاع کوتاهی نفرمودید به توصیه هیچ مرجع و مقامی گوش ندادید تا جایکه جناب آقای غفاری که خود از پایه گذاران بی چون و چرای این نظام مقدستان میباشند از پشت پرده به برون آمدند و ناله سردادند وشان و منزلت شما را به دنیا شناساندند از این دست بسیارند ولی دریغ از یک زره شهامت و مردانگی، روحانیت ایران هم که  ماست را کیسه کرده اند، روحانیون ایران  شما در مقابل این مردم مسول هستید   فقط لحظه ای به زجه های مادر سهراب اعرابی ای گوش فرا دهید*  

http://www.youtube.com/watch?v=MOvEaXDTX64&feature=emai l

و انچه  برای این مردم و کشور به ارمغان اوردید  نظاره کنید  تا کی سکوت بدانید  مردم به آگاهی کامل رسیده اند و در اینده بگونه ای دیگر به شما خواهند نگریست  اقای خامنه ای  شما  هم چون دیگر بر روی زمین یاور و پشتیبانی نداری به امام عصر پناه می بری و میدانی نیروهای که تا دندان مسلح کرده اید دیری نخواهد پایید که ازخودت و نظامت روی بر خواهند گرداند ناچار شدی از جوانان معصوم و پاک سیرت بسیج دانش آموزی  وقشری افراد اغفال شده برای سرکوب استفاده کنی این هم دیگر رنگی ندارد  کشتن دختران و جوانانی که همه در زیر بیرق این نظام متولد و رشد کرده اند به دشمن و ضد انقلاب نسبت دادی تیر اندازی مستقیم نیروهای نظامی با یونیفورم نظامی را نمیتوانی ببینی  همه اینها را کار دشمنان ولایت و انقلاب میدانی پس بفرمائید دوستان شما کجا هستند هر جا رئیس جمهورت گیرمیکند  به خدعه ونیرنگ متوسل میشود بر دور خود هاله نور میبیند چه اسلام نابی، روحانیت ایران چرا..... و تا کی بدانید شما در این جنایت با سکوت خود شریک هستید  فرماندهان عالی رتبه ات دیگر سلسله مراتب را رعایت نمیکنند مستقیما با حضرت ولی عصر مکاتبه میکنند می دانند نایبش قافیه را باخته و دست به دامن او میشوند سوال اینجاست آیا بازهم بر ولایت خودت اصرار داری بدان که در پایان راه هستی و قطار بی ترمزی که جریانش را شنیدی  بسرعتی غیر قابل تصور دارد بسوی پرتگاه میرود و مطمئن باش غیر قابل مهار است و فرصت پریدن از ان را هم نخواهید داشت فقط یک توصیه به شما میکنم بدورازمجتبی و ودیگران و پدرعروسانت مخصوصا این اقای گلپایگانی و حداد بی عدل دمی در گوشه ای با خود خلوت کن و به کارنامه سی ساله ات نگاهی بینداز و روزهای در سلول 11 موزه عبرت را به خاطر آورو به نیروی این مردم به پا خواسته ایمان بیار و دست از سر انها بر دار چرا که فردا انها دست  از سر شما بر نخواهند داشت .و  اما دولت مردان جهان هم بدانند که مماشت با این نظام مستقیما زیر پا گذاشتن ابتدایی ترین حقوق انسانهای در بند کشور ایران است لذا از شما میخواهیم  بعنوان رهبران ملت های دمکراسی خواه با دید بازتری ملت و کشور ما را بنگرید دیر یا زود ملت سرنوشت کشور خود را در دست خواهند گرفت

فرمان اقای خامنه ای به ملت ایران: 

  بهمن تمام  شد     

  آزادی نداریم   

     تیر وچاقوی زنجان موجود است

 با احترام به پیشگاه ملت عزیز ایران سرهنگ نیروی انتظامی  محمد رضا ارین

بتاریخ ٢٢/تیر ماه ١٣٨٨   

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 12:38 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

آشتی میان رفسنجانی و خامنه ای شکل نخواهد گرفت


سی سال تمام رفسنجانی و یارانش نقش دلال را بازی کردند و ثروت کشور ما را به تمام دنیا فروختند و درد امد آن را با خامنه ای ویارانش تقسیم کردند تا آن دسته بتواند به بازیهای تروریستی خود در جهان ادامه دهدو در داخل کشور زنان عزیز ایرانی را سنگسار کند ،دختران جوان را حلق آویز کند،مادران مظلوم را در داغ پسران از دست رفته شان گریان کندو وووو .اما تو گوئی ، در آمد حاصله از این جنایات و نابرابریها در کشور ماو منطقه برای حضرت بوش و یارانش بسیار ناچیز و کم بوده ،لذا تصمیم گرفتند برای کوتاه کردن دست چین و روسیه،شخصا به منطقه حمله کنند و تمام ثروت کشورهای منطقه را بدون واسطه و دلال نوش جان کنند. در نهایت نه تنها موفق به پایان رساندن اهداف خود نشدند بلکه واسطه هائی نظیر رفسنجانی ها را هم در ایران از دست دادند. بطوریکه امروز میبینیم دسته خامنه ای در ایران دیگر احتیاجی به دسته رفسنجانی در فروش ثروت میهنمان به دنیای غرب را ندارد و به تنهائی ثروت کشور ما را به چین و روسیه تقدیم میکند تا به سلاح اتمی خود برسد.تمام تلاشهای امروزه رفسنجانی و یارانش در ایران به این خاطر است که آنان خوب میدانند، مصرف آنان در نظام جمهوری اسلامی به پایان رسیده .رفسنجانی اگر اشکی در نماز جمعه ریخت بخاطر مردم نبود بلکه بخاطر خودش بود. او خوب میداند که چه به روز کارمندان این رژیم خواهد آمد انانیکه که دیگر مصرفی ندارند . این روباه مکار و حیله گر است که محتاج به مردم است برای زنده ماندن نه اینکه مردم ما محتاج او. امروز مردم ما باید بدانند که هیچگونه اتحادی در آینده میان این دو دسته بوجود نخواهد گرفت تا آنان بتوانند جنبش مردمی خواهران و برادران ایرانی را نابود کنند. شکاف میان این دو دسته خیلی بیشتر از آن است که ما بخواهیم هراسی به دل راه بدهیم که شاید آنان با هم یار و رفیق شوند

اجازه میخواهم در اینجا به آنانیکه در گوش محسن مخملباف نجوا کردند که روسیه کشور شما را غارت میکند، محترمانه عرض کنم،چرا در سی سال گذشته کسی به ما نمیگفت که کشور شما مورد غارت این کشور و آن کشور است. اجازه میخواهم به سیاستمداران دولت امروز آمریکا ، انگلیس و فرانسه بگویم اینکه امروز منافع کشور ما از دست شما دور شده نتیجه سیاستهای غلط و غیر انسانی دولتهای گذشته شما بوده که نتیجه آن را امروز روسیه و چین به چنگ می اورند

هم میهنان! امروز زمان مبارزه است ، آنانیکه میگویند خشونت مردم ایران، سبب خشونت رژیم آینده میشود،چرا نمی بینندکه چگونه مبارزه مسالمت آمیز مردم هندوستان تبدیل به کشتار میلیونی مردم هندوستان شد و سبب جدائی وپیدایش پاکستان از هندوستان شد؟

مبارزه مسالمت آمیز محتاج رهبری است دلسوز که مدام و بی وقفه رژیم را با اعتصاب ، تحریم،تظاهرات و....بمباران کند. اما آنانیکه دکترای مبارزه مسالمت را آمیز گرفتند و درسش را خواندند کجا هستند؟کجاست آن اعتصابها که از سوی این دکترها تدارک گرفته شود؟مبارزه مسالمت آمیز قرن بیست و یکمی محتاج حمایت دنیای خارج است، اما کجاست این حمایت خارجی؟

. مردم ایران سی سال تمام است مورد ظلم رژیم اسلامی هستند اما امروز برخی میگویند: مردم ما با این از خود گذشتگی ها و عدم خشونت ، مظلومیت خود را به جهان نشان میدهند . اجازه بدهید در اینجا از جهان بپرسم که چرا در طی سی سال گذشته چشمان خود را در مقابل جنایات بر ملت ایران بستید ؟چرا امروز محتاج از خود گذشتگی مردم مظلوم ایران هستید تا ما را مظلوم قلمداد کنید؟(البته ما میدانیم که مردم جهان چگونه پشتیبان جنبش مردم هستند و این سوالها در حقیقت از دولتهائی است که سی سال سکوت کرده بودند). و

تا به کی باید گریه جانسوز مادران را بشنویم که بدنبال فرزندان خود هستند و در نهایت جسد فرزندان خود را دریافت میکنند؟ اجازه بدهید که در اینجا اعتراف کنم و بگویم شرایط مبارزه مسالمت آمیز در ایران امروز موجود نیست و رژیم ضد بشری اسلامی تنها قاتل جوانان ایران است.جوانانیکه سازنده آینده ایران هستند. اگر کسی بدنبال مبارزه مسالمت آمیز است باید در ابتدا شرایط آن را بسازد

خواهران و برادران دلیر ایرانی ، اجازه ندهید که بار دیگر جانیان و وطن فروشان، رهبریت این جنبش زیبا و پر شکوه را به دست گیرند. ایرانیان آگاه که قلم در دست دارید سکوت نکنید و مگذارید این جنبش زیبا به کمک دشمنان ما به رنگهای مختلف رنگامیزی بشود. این جنبش با رنگ سرخ خون نداها و سهرابها آبیاری شد نه رنگ سرخ کمونیستی نه رنگ سبز موسوی و نه دیگر رنگهای ظاهری . این جنبش با گریه زنان مظلوم در سوگ فرزندانشان شکل گرفت .رفسنجانی و یارانش میتوانند در کنار این جنبش قرار بگیرند اما در صف اول هیچگاه.مردم ایران در کشور ما فریاد مرگ بر خامنه ای سر میدهند امابرخی رسانه های خارجی مدام سعی کردند که رنگ سبز را رهبر این جنبش کنند ( رادیو اسرائیل انصافا جنبش را از موسوی جدا کرده). مرگ بر خامنه ای یعنی مرگ بر ولایت فقیه ،پس شخصی نظیرموسوی که خود معتقد به ولایت فقیه است چگونه میتواند رهبر این جنبش باشد؟

شرافتمندانه ترین حرکتی را که دسته رفسنجانی و موسوی میتوانند انجام دهند این است که به جای سرازیر کردن کمکهای مالی که آنان در طی سی سال گذشته از گلوی ملت ایران بریدند و امروز برای زنده نگاه داشتن جنبش سبز اسلامی موسوی به خارج از کشور میریزند را قطع کنند و آن دلارها را برای مبارزه مردمی در داخل کشور خرج کنند تا مردم توان هر نوع مبارزه ای مقابل رژیم را داشته باشند مانند اعتصاب کردن و داشتن توان مخارج زندگی .بیائید سرمایه های خود را به مردم بدهید قبل از اینکه احمدی نژاد سرمایه شما را بالا بکشد و آن را مصادره کند.بیائید همراه مردم باشید و آنان را یاری کنید تا نه تنها مردم داخل کشور را مقابل رژیم بگذاریم بلکه تمام احزاب خارج از کشور را دریک صف جمع کنیم احزابی که میگویند: نباید امروز حرفی مخالف جنبش سبز موسوی زد. سخنی که امروز بیش از همه مرا رنج میدهد همین جمله است که ما باید سکوت کنیم و اجازه بدهیم که این جنبش سبز موسوی به داد مردم برسد زیرا ما در سی سال نتوانستیم حرکتی بکنیم. این سخن را دقیقا آنانی میزنند که از پنجاه سال پیش تا کنون فریاد دموکراسی سر زدنند و کشور ما را به این روز نشاندند و امروز میگویند ساکت باشید تا جنبش سبز موسوی تبلیغات جهانی خود را بکند. این سخن به معنی آن است که این آقایان نه تنها شایستگی دموکراسی را ندارند بلکه توانائی مبارزه برای رسیدن به آن را هم نداشته و ندارند. تنها چیزی که از دست آنان بر می آید سکوت کردن است. ایکاش سی سال پیش سکوت میکردند و........ . ...... !؟

هم میهنان گرامی من پشتیبان جنبش مردمی برای براندازی ولایت فقیه هستم و در مقابل جانفشانیهای این خواهران و برادرانم تعظیم میکنم.من معتقد هستم که مردم ایران هیچ نیازی به ذره ای از آن آزادی را ندارد که رفسنجانی و موسوی میخواهند آن را در کنار قانون اساسی ولایت فقیه به مردم ایران بدهند.مردم ایران شایسته آن آزادی و استقلالی هستند که برای آن جانفشانی میکنند و به آن هم به زودی زود خواهند رسید

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 12:34 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

انتقاد شدید سخنگوی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران از وزیر اطلاعات

محسن آرمین: اژه‌ای باید از کسانی که متهمشان کرده، درس وطن‌دوستی بیاموزد

سخنگوي سازمان در خصوص اظهارات اخير وزير اطلاعات گفت: شخصیت ها و افرادی را که آقای اژه ای متهم به وابستگی و همراهی با اسرائیل کرده اند از جمله اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ايران، کسانی هستند که امثال ایشان باید سالها به مطالعه سوابق و مبارزات و از خودگذشتگی های آن ها در راه دین و میهن بپردازند تا از آن درس ایمان و وطن دوستی و اجنبی ستیزی بیاموزند.



به گزارش پايگاه اطلاع رساني سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران، محسن آرمين در گفت وگويي، اهمیت اظهارات اخير آقای محسنی اژه ای را در محتوای تحلیلی که ارائه کرده اند ندانست و آنها را تکرار مقالات و تحلیل هایی ارزيابي كرد که هر روزه در نشریات ارگان اقتدارگرایان حاکم نظیر کیهان و یالثارات منتشر می شود.


وي افزود: آن چه موجب می شود این اظهارات را قابل توجه و بررسی و پاسخگویی بدانیم این است که گوینده آن بالاترین مقام امنیتی و رئیس دستگاه اطلاعاتی کشور است که اگر این چنین نبود مانند دهها مطلب مشابهی که هر روزه در امثال این نشریات منتشر و یا از سوی برخی مداحان گفته می شود، ارزش پاسخگویی نداشت. 
عضو شوراي مركزي سازمان در اين رابطه، چند نکته را قابل توجه قلمداد كرد و در توضيح نخستين نكته گفت: خلاصه تحلیل آقای اژه ای این است که این انتخابات یکی از «گلوگاه هایی» بود که دشمن برای نابودی و استحاله انقلاب و نظام قصد بهره برداری از آن را داشت. موضوع رقابت نیز این بوده است که خط انقلاب که نماد آن احمدی نژاد است در یکطرف و اسرائیل و آمریکا و کومله و مجاهدین خلق و ضد انقلاب خارج نشین و سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت و هاشمی رفسنجانی درحمایت سه نامزد رقیب احمدی نژاد در طرف دیگر قرار داشتند. آقای اژه ای و دستگاه اطلاعاتی کشور نیز از ارتباطات مشکوک رقبای احمدی نژاد با کشورهای بیگانه و ضد انقلاب اطلاع داشته و شخص آقای اژه ای در طول انتخابات چندین بار در این باره به آن ها تذکر داده اند و متأسفانه آن ها بی اعتنایی می کرده اند.


آرمين اظهارات فوق را از بين برنده هرگونه تردید درباره مهندسی آراء و دست بردن در نتایج و تلاش مسئولان و برگزار کنندگان انتخابات در انتخاب احمدی نژاد برشمرد و افزود: آیا می توان پذیرفت مسئولان کشور براساس اظهارات مرجعی ذیصلاح نظیر وزیر اطلاعات اطمینان حاصل کنند که کاندیداهای رقیب آقای احمدی نژاد و نیز احزاب سیاسی کشور آگاهانه و هماهنگ با ضد انقلاب خارج از کشور و مجاهدین خلق و کومله و ... در جهت اجرای پروژه اسرائیل و آمریکا قصد دارند با شکست احمدی نژاد نظام را دو دستی تحویل آمریکا بدهند و با این همه ساکت بنشینند تا این اتفاق بیفتد و هیچ به این فکر نکنند که برای دفاع از نظام باید در انتخابات دست برد؟


سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب گفت: مگر می شود آقایان، که به گفته آقای یزدی، مشروعیت نظام را از آسمان بدانند و معتقد باشند که خواست و اراده مردم کمترین تأثیری در مشروعیت نظام ندارد، با این همه در برابر اجرای نقشه اسرائیل از طریق انتخابات ساکت بنشینند و اجازه بدهند مردم با رأی خود آقای احمدی نژاد را از کرسی ریاست جمهوری پایین بکشند و یکی از سه کاندیدای عامل اسرائیل را به جای او بنشانند؟ قطعاً غیرت دینی و انقلابی آقای اژه ای و محصولی و جنتی چنین اجازه ای نمی دهد!!! نتیجه قطعی چنین تحلیل و نگاهی به انتخابات، اعمال نفوذ و تقلب در آن است.


وي ادامه داد: به این ترتیب روشن می شود که اگر هیچ دلیلی و مدرکی بر وجود تقلب در انتخابات وجود نمی داشت که البته وجود دارد، اظهارات آقای اژه ای به تنهایی در این زمینه کفایت می کند و ایشان ناخواسته به این واقعیت اعتراف کرده اند. 
آرمين اظهارات آقای اژه ای را از منظر دیگری نیز قابل توجه و شایسته تأسفی مضاعف دانست و در توضيح آن گفت: ایشان کسانی را به همراهی با اسرائیل متهم کرده اند که از شناخته شده ترین چهره ها و نیروهای نظام هستند تا آن جا که همفکران آقای اژه ای در شورای نگهبان نیز کمترین شائبه ای در صلاحیت ایشان نمی توانسته اند داشته باشند زیرا نتیجه نفی صلاحیت ایشان، عدم صلاحیت انتخابات و برگزار کنندگان انتخابات بود.


آرمین تصریح کرد: ما چندان اصراری به این نداریم که حاکمان کنونی در اظهارات و رفتارهای خود مصلحت و آبروی نظام را مدنظر قرار دهند، زیرا آن چه طی هفته های اخیر رخ داد هر گونه امید و انتظاری را در این زمینه از بین برده است. بنابراین قصد آن نداریم در این خصوص به آقای اژه ای توصیه ای داشته باشیم. در عین حال نمی توانیم راجع به عدم رعایت حدود و موازین و بی پروایی در متهم کردن شخصیت های حقیقی و حقوقی موجه و مورد احترام ملت به ایشان تذکر ندهیم.


وي خاطر نشان كرد: شخصیت ها و افرادی را که آقای اژه ای متهم به وابستگی و همراهی با اسرائیل کرده اند از جمله اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کسانی هستند که امثال ایشان باید سالها به مطالعه سوابق و مبارزات و از خودگذشتگی های آن ها در راه دین و میهن بپردازند تا از آن درس ایمان و وطن دوستی و اجنبی ستیزی بیاموزند. این سابقه و لاحقه چنان روشن و تابناک است که تعریض به آن عرض متعرضان را بر باد می دهد.


این عضو شوراي سياسي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران افزود: از عالی ترین مقام اطلاعاتی و رئیس دستگاه امنیتی کشور انتظار می رود به دلیل اشراف و احاطه اطلاعاتی که علی القاعده دستگاه امنیتی کشور باید داشته باشد، سنجیده و دقیق سخن بگوید، بیان مطالب بی مایه و بی پایه ای از این دست که تنها زاییده اذهان مشوش و متوهم است، شایسته چنین مقامی نیست. آقای اژه ای اگر فکر اعتبار خود نیستند دستکم به فکر اعتبار دستگاه اطلاعات و امنیت کشور باشند و تصور نکنند باید مانند یک یادداشت نویس کیهان و یالثارات و یا گوینده تحلیل سیاسی بخش خبر تلویزیون سخن بگویند. اظهارات و تحلیل های وزیر اطلاعات همواره شاخصی برای سنجش احاطه اطلاعاتی و توان کارشناسی و تحلیلی دستگاه امنیتی کشور نسبت به مهم ترین مسائل کشور و منطقه و جهان به شمار می آید و این گونه اظهارات بیش از هر چیز آبرو و حیثیت وزارت اطلاعات را مخدوش می کند.


آرمين با اشاره به اين نكته که بر اساس اطلاعات ما، وزارت اطلاعات در دستگیری ها و بازجویی های اخیر نقش حاشیه ای داشته است و نهادهای اطلاعات موازی عهده دار امور بوده اند، مصاحبه ها و اظهارات متعدد تلویزیونی و مطبوعاتی آقای اژه ای به عنوان وزیر اطلاعات در این روز ها و اتخاذ مواضع تند و افراطی علیه منتقدان و مخالفان جریان حاکم را تا حدودی عجیب ارزيابي كرد و گفت: مگر آن که فرض کنیم این گونه حملات تند و اظهارات و تحلیل های بی مبنا در آستانه آغاز به کار دولت دهم و تغییر گسترده کابینه، برای حفظ بقا در دولت باشد. اگر این فرض درست باشد آنگاه به ایشان متذکر می شویم که اولاً، چندان مطمئن نباشند که این گونه اظهارنظرهای تبلیغاتی و سیاسی بتواند بقای ایشان را در پست وزارت تضمین کند. ثانیاً، متاع وزارت ارزش آتشی را ندارد که هیزم و هیمه آن در آخرت، هتک حرمت و حیثیت مؤمنان و ظلم آشکار به بندگان خداست.


وی افزود: شاید اشتغالات منصب وزارت، نامه جاودانه مولا به مالک اشتر را از خاطر شریف ایشان برده باشد از این رو ضمن توصیه به مطالعه آن عهد نامه توجه ایشان را به خصوص به این فراز جلب می کنیم که فرمود: وَ مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللَّهِ كَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ- وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ - وَ كَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّى يَنْزِعَ أَوْ يَتُوبَ- وَ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْيِيرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَ تَعْجِيلِ نِقْمَتِهِ- مِنْ إِقَامَةٍ عَلَى ظُلْمٍ- فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِينَ- وَ هُوَ لِلظَّالِمِينَ بِالْمِرْصَادِ.


-----------------------------


لازم به يادآوري است براساس اخباري كه اخيراً انتشار يافت، آقای محسنی اژه ای وزیر اطلاعات دولت نهم طی سخنانی در تحلیل انتخابات ریاست جمهوری دهم اظهار داشته اند: «سرسخت ترین مخالف انتخاب احمدی نژاد رژیم صهیونیستی بود... این رژیم برای ترور او نیز تصمیماتی گرفتند....حتی کسانی که در سال های گذشته جزو رادیکال ترین افراد در داخل کشور بودند و امروز زیر پرچم آمریکا ب و کشورهای غربی در خارج از کشور به سر می برند نیز مخالف جدی حضور آقای احمدی نژاد در انتخابات شدند. در داخل هم... به طور مشخص از اولویتهای درجه اول آقای هاشمی رفسنجانی نیز این بود که به هر قیمتی که شده احمدی نژاد در انتخابات پیروز نشود و شاهد بودیم كه يك صف طويل از مخالفان احمدي‌نژاد تشكيل شد كه در آن افراد و گروه‌ها با انگيزه‌هاي مختلف يكصدا بودند.


وزير اطلاعات، آمريكا، رژيم صهيونيستي، برخي كشورهاي غربي، اپوزيسيون‌ داخلي و خارجي، جريان‌هاي مختلف از جمله نهضت آزادي، ملي‌مذهبي‌ها، برخي احزاب مطرود نظام مانند كوموله و دمكرات و سلطنت‌طلب‌ها و شاخه علامه دفتر تحكيم، جبهه مشاركت، مجاهدين انقلاب را در يك صف در مقابل احمدي‌نژاد دانست و گفت: حرف همه اينها نبودن احمدي‌نژاد در صحنه انتخابات بود و عدم پيروزي احمدي‌نژاد براي برخي مثل آقاي هاشمي اولويت درجه يك حساب مي‌شد. .... و هر سه كانديدا با شعار اينكه مي‌خواهيم در كار مملكت تغيير بوجود بياوريم ادامه كار دادند... موسوی علت [حضور خود را در انتخابات] قانون‌گريزي دولت عنوان كرد ...اما ما گفتيم اينها نمي‌تواند هدف اصلي باشد... كساني پشت سر ميرحسين موسوي قرار گرفته‌اند كه برخي اهدافي غير از موضوع انتخابات داشتند و برخي از افراد حاضر در ستادهاي آقاي موسوي و كروبي در طول ماه‌هاي قبل از انتخابات بيش از صد بار با رسانه‌هاي كشورهاي غربي تماس داشتند و برخي قبلا در رسانه‌هاي زنجيره‌اي، بي‌بي‌سي، راديو زمانه و ديگر جاها كار مي‌كردند و

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

 اتحاد برای ایران: روز جهانی اقدام برای حقوق بشر در ایران

17 تیرماه 1388- فعالان حقوق بشربطور هماهنگ روز جهانی اقدام برای حقوق بشر در ایران را برای تاریخ سوم مرداد ماه سازماندهی کرده اند تا در آن خواستار رعایت حقوق بشر مردم ایران شوند. آنها همچنین برای ابراز همبستگی جهانی خود با جنبش حقوق شهروندی مردم در ایران دست به تظاهرات خواهند زد. سازمان های عمده حقوق بشری از حامیان این اقدام روز جهانی هستند.

در سراسر جهان، مردم برای همبستگی با مردم ایران تجمع خواهند کرد. بیش از یک ماه است  مردمی که در تجمعات مسالمت آمیز خواهان حقوق خود هستند مورد سرکوب های گسترده دولتی قرارمی گیرند. بسیاری از مردم در خیابان ها کشته شدند، چند صد نفر در خیابان ها مورد ضرب و شتم قرار گرفته و مجروح شده اند و بنظر می رسد که حداقل 2000 نفر بازداشت شده اند.

روز جهانی اقدام در دفاع از حقوق بشر مردم ایران وابسته به هیچ گروه و برنامه سیاسی نیست و هدف آن تضمین حقوق مردم ایران است که بطور جهانی به رسمیت شناخته شده است.

برگزار کنندگان این روز جهانی اقدام بر این باروند که مسائل سیاسی پیش روی ایران تنها توسط مردم ایران قابل حل است اما سرکوب خشونت بار حقوق تضمین شده بشر مردم ایران دغدغه همه مردم جهان است.

روز اقدام جهانی حقوق بشر مردم ایران برای دستیابی به این خواسته ها برگزار می شود:

1.      جامعه مدنی جهانی و دولتها این موضوع را که حقوق بشر مردم ایران یک دغدغه جهانی است، تائید می کند و تاکید می کند که  سازمان ملل متحد باید برای بررسی وضعیت وخیم و نقض سیستماتیک حقوق بشر، از جمله وضعیت زندانیان، تعداد بسیار زیاد ناپدیدشدگان، کشتارها و شکنجه  هئیتی را فورا به ایران اعزام کند.

2.      همه زندانیان  عقیدتی وسیاسی از جمله  روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالان جامعه مدنی باید بدون قید و شرط و فورا آزاد شوند.

3.      به خشونت های دولتی و مورد حمایت دولت باید پایان داده شود و دولت برای جنایاتی که اتفاق افتاده باید پاسخگو باشد و مجازات اعدام انجام نشود، و

4.      آزادی تجمع، آزادی بیان و آزادی مطبوعات که در قانون اساسی ایران تضمین شده و از الزامات بین المللی ایران تحت پیمان ها و میثاق های بین المللی است، باید تامین شود.

 

حامیان روز جهانی اقدام عبارتند از: شیرین عبادی ؛  برنده  جایزه  صلح  نوبل،  جامعه  دفاع  از  حقوق  بشر در  ایران(LDDHI)، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، دیده بان  حقوق بشر،  گزارشگران  بدون  مرز، عفو  بین  الملل،  فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر(FDIH)، ابتکار زنان برنده جایزه صلح،.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 12:32 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

: مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در روز شنبه 20 تیر، اسامی 90 نفر از بازداشتی‌های روز ۱۸ تیر را منتشر کردند. اسامی زنانی که در این فهرست هستند، به این شرح است: 12:26 μμ 7/13 افرا روشنی، فرزند محمود 2- اکرم عسگری، فرزند جمشید، 3- بی‌بی هاشمی، فرزند آقا محمود 4- بی‌تا خاک نگار، فرزند سعید 5- زهرا مرادی، فرزند علی 6- سکینه آرابی، فرزند غلامرضا 7- فخری مریزاده، فرزند علی محمد 8- فرانک خودنگاه، فرزند ملاداداش 9- فهیمه السادات راد تهرانی، فرزند سید اسماعیل 10- مرجان عبداللهی، فرزند محمد 11- مریم سررشته‌داری، فرزند ناصر 12- نگار م

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |

http://www.dariusheghbali.com/weblog_16%20january.jpg

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:34 بعد از ظهر توسط رامین ثابت |