ژان پير اٍلکابان: بامداد امروز شما پذيراي رضا پهلوي، فرزند شاه پيشين ايران هستيد
ژان پير: رضا پهلوي، شما به پاريس تشريف آورده ايد، درود بر شما و خوش آمديد. در اين جا مي خواهم يادواري کنم که شما پنج ماه پيش از اين به جامعه ي اروپا اعلام کرديد که مردم ايران، بالاخره پرانتز سي سال تاريکي را بسته اند.
رضا پهلوي : کاملا، رويدادهايي که در سه هفته ي پيش رخ داده اند، يک فصل نويني را در مرحله ي آخر وجود اين رژيم که در حال نابودي است پديد آورده اند.
من از اين جهت اين را عنوان مي کنم که نه تنها بحث از بين رفتن کامل مشروعيتي که در حال حاضر تنها متعلق به ملت مي باشد، در ميان هست، بلکه سخن بر سر اين هم هست که يک «بيداري همگاني» پيش آمده است، نه تنها در ايران، بلکه در همه ي جهان؛ بيداري نسبت به اين که اين رژيم کاملا يک رژيم غاصب هست و با بهره گيري از ترور و ديکتاتوري مي خواهد خواسته ي خودش را تحميل کند.
ژان پير: با اطلاعاتي که شما داريد، سرکوب در ايران هنوز ادامه دارد.
اين سرکوب چه کساني را در بر مي گيرد؟
رضا پهلوي : ببينيد، شوربختانه تصميم آقاي خامنه اي تصادفي و پيشامدانه نبود! او يک خط قرمز کشيده است و رژيم تلاش خواهد کرد که خودش را تحميل کند و براي اش مهم است که پا بر جا بماند. و در اين شرايط ويژه هست که دنيا بايد متوجه باشد که اين يک جامعه است که سرکوب شده است، و اين جامعه نياز به همياري و پشتيباني دارد تا خود را تنها حس نکند!
ژان پير : در خيابان ها و پشت بام خانه هاي تهران، فرياد مرگ بر ديکتاتور سر داده مي شود، چه کسي هدف اين شعار ها است؟
رضا پهلوي : هدف آنها، ولي فقيه است، و زماني که به ولي فقيه نه مي گويند، يعني به ساختار نظام نه گفته اند! و البته يک چيزي را فراموش نکنيد! بيش از سي سال است که به هم ميهنان من حق گزينش آزادانه را نداده اند!
ژان پير : در گذشته نيز به آنها داده نمي شد؟!
رضا پهلوي : آن داستان ديگري است! من درباره ي رژيمي گفتگو مي کنم که کانديداها را از يک صافي صلاحيت رد مي کند، و در نهايت حق گزينش از ميان دو سه نفر را که همگي از پيش تعيين شده اند مي دهد.
اين جنبش از ميانه ي ارديبهشت ماه آغاز شده است و رويدادهايي که در سه هفته ي گذشته رخ داده اند، نشان از به سر آمدن تاب و بردباري مردم دارد! مردم ديگر از اين بيشتر نمي توانند رژيم را تاب آورند! خواسته هاي مردم زير پاي اين رژيم لگد مال شده است، به وضيعت زنان از همان آغاز اين رژيم تا به امروز نگاه کنيد! فرياد و دادخواست مردم ايران در سراسر دنياي آزاد تنها داشتن آزادي، حق گزينش و فرمانروايي مردم بر مردم است...
ژان پير : شما چه خواستي داريد که از اينجا مي خواهيد اعلام کنيد؟
رضا پهلوي : چيزي که من درخواست مي کنم، بسيار ساده است، «پشتيباني جهانيان» از مردمي که تنها مي خواهند آزادي گزينش داشته باشند. اين همان پدافند از آزادي است؛ همچنين نقش حقوق بشر نيز در ميان است. جهان حق دارد که بگويد: نبايستي در مسائل داخلي يک کشور دخالت کرد...
ژان پير : جهان را فراموش کنيم! امروز ايران يک زندان است، امروز گزارشگري در ايران آزاد نيست، امروز در ايران، شبکه ي اينترنت از کار افتاده است،... آيا خواست امروز، همان پاسداري از داشتن همه ي آزادي ها براي مردم ايران است؟
رضا پهلوي : البته! يک ايران مردم سالار در آينده، کشوري که همه قانون هاي اش بر پايه ي منشور جهاني حقوق بشر نوشته شده است، يعني کشوري که از حقوق شهروندان، از هر انديشه و گرايشي، پاسباني خواهد کرد، نه تنها آزادي را باز خواهد يافت، بلکه از کساني که در اين نظام، ناخواسته و اجباري کار مي کنند، با بهره گيري از يک بخشش بين المللي و بازنگري ملي، نگهداري خواهد کرد! «به عبارت ديگر، بخشش عواملي که حتي در برخي گاه ها، از آنان به عنوان بازوي زور رژيم بهره برداري شده است.»
ژان پير : از ديد غرب و به عبارتي از ديد همه ي جهان، احمدي نژاد و دولت اش، قدرتمند است و پيروانش را نيز همچنان دارد! باور و ديد شما درباره جزئيات اين در هم شکستن جامعه ي کنوني ايران، و يا در کل، در هم شکستن رژيم ايران، چيست؟
رضا پهلوي : به گمان ام همه مي دانند که آن چيزي که رژيم با آن روبرو شده است در هم شکستن است. براي نمونه مخالفت رفسنجاني با آقاي خامنه اي و يا به عبارتي اختلافات در درون نظام! تنها اين نيست! يک رژيم تماميت گرا، تلاش خواهد کرد که خود را تحميل کند. هميشه به همين گونه بوده است، براي نمونه رفتار رژيم مسکو در جنگ سرد!
ولي چيزي که بسار مهم است، دانستن اين امر است که هيچ رژيمي در دراز مدت، بدون داشتن مشروعيت و تنها با بهره گيري از فشار نتوانسته است پا بر جا بماند! تاريخ درستي اين موضوع را نشان داده است!
ايرانيان امروز تنها نيستند. من هيج زمان در طول تاريخ ايران، همچنين تاريخ معاصر، يک چنين پشتيباني جهاني اي را از مردم ايران نديده ام!
ژان پير: رضا پهلوي، ديروز در پاريس، همه ي گروه هاي مخالف رژيم با شما گرد هم آمدند. درباره چه فعاليت هايي که از اين پس بايستي دنبال دنبال شوند هم انديشي کرديد؟
رضا پهلوي : همبستگي همه ي نيروهاي مردم سالار بدين معني است که اهميت، پيش از همه چيز براي آينده يک کشور، رسيدن به آزادي است، و از آن لحظه هست که گروه ها ي گوناگون با باور هاي دگرگون، آغاز به کار خواهند کرد تا بهترين روش را براي انجام اين دموکراسي ارائه دهند.
امروز، جمهوري خواه و پادشاهي خواه، نيروي چپ و نيروي راست، همگي دور هم گرد آمده ايم ودر يک طيف گسترده اي که در بر گيرنده ي انديشه ها و بينش هاي سياسي گوناگون هست، به «يک نگرش يگانه از يک ايران مردم سالار» رسيده ايم.
ژان پير : خواست شما چيست؟ از اين رو اين را مي پرسم که در گفت و گوي پيشين و زماني که درباره ي واپسين کتاب شما گفتگو مي کرديم، شما، فعاليت هاي غير خشن را پيشنهاد نموديد، و حتي از گاندي و نلسون ماندلا به عنوان پيروان «نافرماني مدني» ياد کرديد!
رضا پهلوي : بله، اين بسيار مهم است!
ژان پير : آيا امروز با وجود اين همه خشونت در کشور شما، نافرماني مدني روش درخورندي است؟
رضا پهلوي : شما مانند ديگران خواهيد ديد که از يک ديد واقع گرايانه، نمي توان هرروز راهپيمايي بزرگي را در خيابان ها راه انداخت! و نبايستي نگران اين بود که امروز يک ميليون در خيابان ها بودند و فردا 300 هزار نفر و شايد در دو هفته ي آينده سه هزار نفر! اين مهم نيست! مهم اينست که مردم به يک مرحله ي بي اعتمادي و نبرد با اين رژيم رسيده اند. در اينجا يک رژيم غاصب وجود دارد! نه تنها احمدي نژاد، بلکه تماميت نظام، يک رژيم غاصب است.
ژان پير : نافرماني مدني در اين شرايط، به چه شکل مي تواند اجرا شود؟
رضا پهلوي : اين مي تواند به شکل اعتصابات باشد، به شکل سرباز زدن از کار براي رژيم، و به طور کلي تيره ساختن زندگي براي رژيمي که حتي نمي تواند روي کمينه اي از همياري از سوي مردم حساب کند.
مانند سخن گاندي که مي گفت: اگر صد ميليون هندي تصميم به قطع همکاري با صد هزار گماشته ي دولت بريتانيا را بگيرند، اين دولت چگونه مي تواند در هند پا بر جا بماند؟
ژان پير : اين بدين معني است که مردم ايران وارد مرحله ي نويني از مقاومت فعال و صلح جويانه شده اند؟
رضا پهلوي : کاملا درسته، اين چيزي است که ما هم اکنون شاهد آن هستيم. در برابر، از ياد نبريم که رژيم همچنان در حال فشار آوردن بر روي مردم است، اين فشار بسيار بيشتر از آن است که رسانه ها نشان داده اند، البته ايراد از رسانه ها نيست، همانگونه که مي دانيد رسانه ها در ايران به طور کلي محدود شده اند!
ژان پير : پليس تهران از مرگ 20 نفر به گفته ي آن ها « آشوبگر» و دستگيري 1000 نفر گزارش داده است. آ يا به نگر شما، ارقام بيشتر از اين است؟
رضا پهلوي : بله در کل کشور بيشتر از اين است، و شوربختانه گزارشي در اين زمينه پخش نشده است. امروز همه مي دانند که بايستي چه کار کرد. رژيمي بر سر کار است که تمام تلاش خود را براي تحميل کردن اش به مردم، خواهد کرد، البته پيروز نخواهد شد! براي اينکه امروز حقيقت نزد مردم است و خواست و از جان گذشتگي آن ها ثابت کرده است که مردم ايران، مردمي هستند که ديگر ترس و هراسي ندارند، مردمي هستند که مي توانند تصميم بگيرند، مردمي هستند که با هم همبسته شده اند تا از اين جنبش پشتيباني کنند.
ژان پير : آيا فکر نمي کنيد که هم صدايي ايرانيان خارج از کشور و همچنين قدرتهاي جهان، خطرناک باشد؟
رضا پهلوي : به هيچ روي اين گونه نيست. ما درباره ي نوعي دخالت خارجي نيست که گفتگو مي کنيم، همانگونه که پيشتر هم گفتم، موضع گيري دولت هاي خارجي، دال بر اينکه نبايستي در امور داخلي کشوري دخالت کرد را بسيار سنجيده مي بينم، ولي بايستي يک «پشتيباني جهاني» در نقاطي که کليدي هستند پديد آيد. ايرانيان از جهانيان مي خواهند که از آنها دفاع کنند، بر اين اساس که کشورهاي آزاد جهان زير برگه ي منشور جهاني حقوق بشر را در سازمان ملل متحد امضا کرده اند. اين موضوع ربطي با يک برداشت صرفا احساسي از حقوق بشر ندارد، خير، با اين امضاء شما متعهد شده ايد که به دفاع از حقوق بشر در جهان بپردازيد.
ژان پير : رضا پهلوي، فرانسه به تندي رويکرد خود را در برابر اين «رژيم اعلام کرد. باراک اوباما نخست با تامل و سپس اندکي پرخاشگرانه با اين موضوع برخورد کرد! نظر شما درباره ي اين دو چيست و امروز بايستي چه کرد؟
رضا پهلوي : به نظر من امروز، موضع گيري اساسي از براي پدافند از حقوق بشر و آزادي، يک اصل و اجبار براي کشورهاي مردم سالار و آزاد جهان است که زير بيانيه ي حقوق بشر را امضا کرده اند.
اين يک موضع گيري با در نظر گرفتن منافع کشور نيست، بلکه يک اصل بشمار مي آيد، و اين چيزي است که هم ميهنان من از جهانيان مي خواهند. به عبارت ديگر، همه ي کمک ها و همياري هايي را که مي توان به اين جنبش کرد، حال چه به شکل پشتيباني مستقيم در گفتگو کردن با نيروي هاي دموکراتيک و يا به شکل غير مستقيم و با برقراري تحريم هاي «هوشمندانه» براي رژيم.
ژان پير : آيا در واشنگتن، پاريس، لندن و حتي در برلين، مخالفين رژيم با مراکز دولتي در پيوند هستند؟
رضا پهلوي : همانطور که مي دانيد، پراکندگي ايرانيان در جهان بسيار گسترده است، به ويژه در اروپا...
ژان پير : آيا اين پيوند هست؟
رضا پهلوي : البته که هست، ولي مهم تر اين است که اکنون يک هماهنگي در اين ميان پديد آمده است. نه تنها در ميان خود مخالفين، بلکه با دنياي خارج از اپوزيسيون هم اين هماهنگي پديد آمده است. به اين معني که دولت ها بايستي يک نوع فرمول گزينشي را براي رويارويي با اين رژيم پديد بياورند.
ژان پير ت: از اين سال به بعد، شما نها به عنوان فرزند شاه نبوده ايد. آيا فکر مي کنيد که بالاخره بعنوان رضا پهلوي در صحنه حضور پيدا کرديد؟
رضا پهلوي : اگر پروانه بدهيد که بگويم، فکر مي کنم که پس از 29 سال، شايستگي اين را داشته باشم که بگويم که نه تنها هم ميهنان ام، بلکه بيشتر افراد در چهارگوشه جهان مرا به عنوان فردي مي شناسند که داراي نگرش مستقل خود است، فردي که همراه با زمان حال و در پيوند با آينده مي انديشد و هيچ پيوندي به گذشته ندارد. من باور دارم که امروز، اين موضوع براي همگان آشکارتر شده است.
ژان پير: رضا پهلوي، از شما براي آگاهي اي که به رسانه هاي فرانسوي داديد سپاس گزارم.